به من نگاه کرد و با همان لبخند زیبایش گفت

به من نگاه کرد و با همان لبخندِ زیبایش گفت:

به من نگاه کرد و با همان لبخندِ زیبایش گفت:
این همه تورا آزردم
دلت را شکستم
با قلبت راه نیامدم و از دوست داشتنت برگشته ام.
هنوز دوستم داری؟
گفتم :
دبیرستانی که بودم یکی از بچه های کلاس نامه ای در وصف معلمِ حرفه و فنِ مان نوشت و هرچقدر میخواست بد گفت.
خط اش شبیه من بود؛
خانم ناظم وقتی نامه را خواند وسط درسِ پرورشی وارد کلاسمان شد و با خط کشِ بزرگِ چوبی اش به دست هایم اشاره کرد که جلو بیاورم.
با صدایم نه...!
با سلول به سلول تنم التماسش میکردم.
تاثیری نداشت.
آنچنان به دستهایم میکوبید که انگار چیزی در من میکشست و هزار تکه میشد ؛
کف دست هایم متورم شده بود و میسوخت؛
همه ی بچه های کلاس نگاهم میکردند و من فکر میکردم چطور ثابت کنم اینکار را نکرده ام؟
گریه امانم را بریده بود؛
حالا دیگر راحت هم نمیتوانستم نفس بکشم.
پریدم با دست های قرمز و ورم کرده ام دست هایش را با همه ی توانم محکم مابین دست هایم گرفتم و به سینه ام چسباندم ؛
تا تپشهای دیوانه وار قلبم را بشنود و دلش به رحم بیاید.
دست های کسی را که به بدترین شکل ممکن برای کاری که نکرده بودم ازارم میداد.

همچیو بسپارین به خدا♡
بخصوص آدما رو ....

#Kimea
دیدگاه ها (۶)

سیران گیان! چند روز از آن روز سرد پاییزی می‌گذرد؟‌‌ همان ر...

p30

#خورشیدوماه 🌙☀️part=1توی ایستگاه اتوبوس نشسته بودم تا با اتو...

کلاس اولی که بودم یک روز بایکی از بچه های کلاسمان دوست شدم ،...

. می گفت:«از انقلاب و رهبرش متنفر بودم...»خیلی آهسته صحبت می...

1/3"ملاقات با مزاحم تلفنی".گنگ بودهمه چیز گنگ بود و رفتنت را...

بهش می‌گفتند «زیرآب‌زنِ کلاس»، هردفعه زیرآب یکی را میزد و هر...

💜زندگی با BTS 💜پارت یک❤(همه این اه و ناله ها برا سوزناک کردن...

قسمت ۷۰ و ۷۱🔹 #او_را ... 70صبح با آلارم گوشیاز جا پریدم!این...

می‌روم تا درو کنم خود را از زنانی که خیسِ پاییزنداز زنانی که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط