{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🍁کسی تنهایی یک مرد شاعر را نمی فهمد 🍁

🍁کسی تنهایی یک مرد شاعر را نمی فهمد🍁
کسی تنهایی یک مرد شاعر را نمی فهمد
و جاده وسعت درد مسافر را نمی فهمد

دوباره وقت رفتن می شود کوچ پرستوها
و حتی آسمان مرغ مهاجر را نمی فهمد

پر از شک و یقینم بی تو ایمانی نخواهم داشت
خدا حرف دل این نیمه کافر را نمی فهمد

خیابان ها و ماشین های سر در گم نمی دانند
که دنیا درد انسان معاصر را نمی فهمد

چراغ سبز یا قرمز چه فرقی می کند وقتی
سواره خط کشی قلب عابر را نمی فهمد

حضور حاضر غایب که می گویند یعنی من
غریب افتاده ای که جمع حاضر را نمی فهمد

نمی خواهد بپرسی حال و روز واژه هایم را
کسی تنهایی یک مرد شاعر را نمی فهمد
#دکلمه#شعر
#شاعر#گویندگی
#سید_علیرضا_جعفری
#تنهایی#مرد_شاعر#شاعر
#محمد_خوش_بین
#ماشین#معاصر
#حضور#غایب
#آسمان#مرغ#مهاجر#مهاجرت
#غریب#جمع#حاضر
#کوچ#قرمز#سبز
#محمدخوشبین
#قرمز#آبی
#خوشبین
دیدگاه ها (۱)

محو زیبایی او پارت ۴۸ویو ته یونگاز رزا جدا شدم و رفتم پیش جی...

𝙉𝙖𝙯𝙖𝙧𝙞𝙮𝙚‌ٔ 𝙈𝙖 | نظریه‌ی ماــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷④ريشه تمام اندوه‌ها؛ توقع داشتن ...

تو شب سرد کلانشهربرف انبوه بسته بود ارتباط و راه روماشین ها ...

یوشیرو حتی بهتر از کامیل کازوتورا رو میشناختچون کامیل همیشه ...

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط