بسم رب الشهدا

🌺🌿••✾•بسم رب الشهدا•✾••🌿

🌺🌿••✾•بسم رب الشهدا•✾••🌿
«واسه چى مى‌رى #جبهه؟»
گفت: «ما براى #خدا مى‌ريم. حالا اگر #شهادت رو داد، كه داد. اگرم نداد كه، نداد ديگه، #افوض_امري_إلى_الله. هر چى خدا بخواد».
بعد ادامه داد: «آدم هر كسى رو كه مى‌بينه از محبوبش يه بويى داره؛ #ابراهيم_هادى يا دوستاى ديگه يا شهداى ديگه، هر كى رو مى‌بينى يك بويى از #محبوب دارن، آدم محبتش بهشون بيشتر مى‌شه».
لبخندى زد و گفت: «شما يه بچه‌اى كه خيلى دوسش دارى؛ بچه خودتون [بهش مى‌گى] الهى قربونت بشم، الهى فدات بشم. حالا #آرزوى_شهادت مى‌كنى به #خدا مى‌گى: قربونت بشم. دوستت دارم. عاشقتم، خدايا».

شهید مصطفی صدر زاده

▫
شهدا را یاد کنید حتی با یک صلوات
الَّلهُمَّ صلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّد و عجِّل فَرَجَهُم
▫
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
▫
#شهید
#بسیج
#مقاومت▫️

#شهید#شهدا#تاشهدا#شهیدانه##جبهه#دفاع_مقدس#سوریه#حلب#خانطومان#مدافعان_حرم#حاج_قاسم#حاج_حسین_یکتا#روایتگری_شهدا#شهید_مصطفی_صدرزاده#سید_ابراهیم#شهید_مرتصی_عطایی#ابوعلی#سید_ابراهیم
دیدگاه ها (۱)

#چند_خاطره🔸چند روایت کوتاه از زندگی شهید محمود مظاهری🌼 #مبار...

#چندخاطره🔸بُرش‌هایی از زندگی سردار شهید رضا ابوطالب‌زاده سرا...

سناریو جونگکوک

🎭 آخرین نقشپارت یازدهملیانا پوشه را محکم در دستش گرفته بود.—...

با رفتن تهیونگ و سورا به اتاق، محیط آشپزخونه یکم خلوت‌تر شد....

پشتِ دیوارِ سردت«چطور می‌تونم باور کنم عاشقمی، وقتی خودت کسی...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت پانزدهم ۱۵

خود قالی باف پفیوز را باید آتش زد حرامزاده حراملقمه را

contact 🍷#contract𝑃𝑇9ویو هویج:صدای شکستن فنجون هنوز توی سالن...

یه مثال تاریخی بگمهمه ما شیعیان قصه غصب خلافت رو شنیدیم!ماجر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط