{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

....تبسم های جبهه....

....تبسم های جبهه....
عازم جبهه بودم...
یکی از دوستانم برای اولین بار بود که به جبهه می آمد.
مادرش برای بدرقه ی او آمده بود. خیلی قربان صدقه اش می رفت و دائم به دشمن ناله و نفرین می کرد.

به او گفتم: « مادر شما دیگه بر گردید فقط دعا کنید ما شهید بشیم. دعای مادر زود مستجاب می شود.»

او در جواب گفت:« خدا نکنه مادر، الهی صد سال زیر سایه ی پدر و مادرت زنده بمونی!

الهی که صدام شهید بشه که اینجور بچه های مردم رو به کشتن می ده!»
دیدگاه ها (۲)

زندگینامه شهید محمد زیارتی_تنگستان _بندرخورشهاب

🔴پیام فرمانده نیروی دریایی سپاه به مناسبت دویستمین شب حضور و...

🌿 ۳ روز مانده گرامیداشت هفته دفاع مقدس▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️🚩🚩🚩📽 فیل...

به یادتونیم هنوز🖤«به نام خدا من ژینا امینی هستم»، «بچه‌ها نخ...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹صدای جیغ‌ها توی گوشش می...

🚩 آقایان مسئول، خطبا و مداحان وفاقی و رسانه‌ای‌هایی که مخالف...

زیبای کوچک فریبکار

لقمه حلال و شیر پاک مادر این وقتا بیشتر خودشو نشون میده هرچن...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

🍷 شراب قرمزپارت ۱۷ | آخرین نشانیباران شدیدتر شده بود.رینا کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط