بهش گفتم

±بهش گفتم:

±بهش گفتم:
این با عشق فرق داره.
من عاشقت نیستم.
من معتقدم به تو.
که آدم توی این دنیای هچل هف
باید لااقل به یک چیزی معتقد
باشه.یک تعلق، دست آویز، امید.
تو مثل احیای بعد از مرگی.
که بعدِ هر تموم شدن
با فکر کردن بهت بشه ایستاد.
بشه دوباره شروع کرد.
گفتم تو حتی خیالت؛
حتی تصور حضورت
توی این دنیا هم معجزه میکنه.
یک آدم بهم نشون بده که
ایمان نیاره به معجزه.
من ایمان دارم به تو...
#خاص
دیدگاه ها (۱)

با احترام به آن چیزی که کاش داشتی

**(پارت ۱۱ - شروع طوفانیِ جدید: بازیِ شکنجه و خونسردی)**با ص...

رمان اسیر خان پارت نهم ۹

گاهی آدم‌ها وارد زندگی‌مون می‌شن، بدون اینکه حتی خودشون بدون...

P2 پسری که ازم متنفر بود ویو راوی : روی میز نشسته بود و پاها...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p32فلیکس : نه. فقط دارم ...

dark life = 43ات کتاب رو بست. «چی؟»تهیونگ بلند شد و دستش رو ...

بفرست برای اونی که باید: 💌بهت قول میدم که تو هر شرایطی کنارت...

### پارت ۲: تاوانِ یک نگاهصدایِ خیسِ بارون بیرون از انبار، ت...

پارت ۱۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط