عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

تو را بدون حضور و غیاب می خواهم
رها ز قید سؤال و جواب می خواهم
گنه اگر چه به دارم زند ملالی نیست
شبی به دوش تو پرپیچ و تاب می‌خواهم
گهی به میکده ،گاهی به مسجد جامع؟؟
تو را برای همیشه شراب می خواهم
تفنگ سر پرم و ماشه ماشه ام مرگ است
برای کشتن خود یک خشاب می خواهم
بس است ابر غمت را به چهره پوشیدن
ببار ، ماهِ تو را بی حجاب می خواهم
دیدگاه ها (۰)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❼‏«فهمیدم دوستت دارم. همان شبی که با یک حرف ساده...

کجایی در شب هجران که زاری‌های من بینی چو شمع از چشم گریان اش...

کجایی در شب هجران که زاری‌های من بینیچو شمع از چشم گریان اشک...

کجایی در شب هجران که زاری‌های من بینیچو شمع از چشم گریان اشک...

دوباره ابر می‌رسد به خانه ی خراب مندوباره گریه میکند کسی میا...

دوباره ابر می‌رسد به خانه ی خراب مندوباره گریه میکند کسی میا...

بدین افسونگری وحشی نگاهیمزن بر چهره رنگ بی گناهیشرابی تو شرا...

من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد همه اندیشه ام اندیشه فرداست ...

افسانه مهدویان شاعر تهرانی

پرواز تا بی نهایت ... می خواهم از تو بنویسم اما نیرویی دستم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط