{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوباره ابر می‌رسد به خانه ی خراب من

دوباره ابر می‌رسد به خانه ی خراب من
دوباره گریه میکند کسی میان خواب من

منی که صبح میشوم برای چشم های تو
که آفتاب بشنود سلام بی جواب من

عروس خواب های خون خیال تلخ و واژگون
تو چشم بستی و سپس شروع شد عذاب من

تو گم شدی که من گمم همیشه در توهمم
سیاهچاله میشود اتاق در غیاب من

جهان کوچک مرا بزرگ میکند تنت
توان تازه ای بده به سر رسیده تاب من

دلیل تار بودنم غبار روی آینه ست
اگر به تو نمیرسد هنوز بازتاب من

رسیده ام به خستگی به مرز ورشکستگی
به لحظه ای که سرد شد شهاب پرشتاب من

امید هرچه هست تو دو دست سبز مست تو
بریز شهر در شراب و کم کن اضطراب من
💜
دیدگاه ها (۰)

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۶: فراتر از غرور (پایان)نیمه شب ...

دوباره ابر می‌رسد به خانه ی خراب مندوباره گریه میکند کسی میا...

دوباره ابر می‌رسد به خانه ی خراب مندوباره گریه میکند کسی میا...

اجازه هست که اسم تو را صدا بزنم؟و من صدای یواشی در اضطراب ِم...

💞💞💞💞💞💞💞در  خواب میدیدم که تو، شیداترینم کرده‌ای..در کاخِ قلب...

غروب و باد خفیف و دو تکه ابر کبودهوا برای خداحافظی مساعد بود...

غروب و باد خفیف و دو تکه ابر کبودهوا برای خداحافظی مساعد بود...

صدای گنگ مرا از سراب می شنویدبه گوش باش که تعبیر خواب می شنو...

تقدیر یک دروغ غم انگیز محض بوداز ابتدا، سلام نکرده دلی شکست....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط