{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به خودم قول دادم

به خودم قول دادم
هیچ وقت غصه‌ی گذشته رو نخورم
غصه‌ی اتفاق افتاده
بدترین روزی رو که داشتم یادمه
اما فقط یادمه ...
مثل ا‌ون روز درد نمیکشم
مثل اون روز اشک نمیریزم
یه شبایی تو زندگیم اومدن که فکر کردم
این آدم مچاله شده دیگه
تا صبح‌ دووم نمیاره ولی صبح شد..
یه روزایی تو‌ زندگیم اومدن که فک کردم
عقربه ها دیگه قراره تکون نخورن
ولی گذشت ، رد شد تموم شد ...
اگه باور کنیم که هیچ چیزی توی زندگی
دائمی نیست دیگه هیچوقت غصه نمیخوریم..
چه اشک بریزی و خودتو به درو دیوار بکوبی،
چه بخندی و قدم بزنی ،
دیگه نمیتونی زمان رو به عقب برگردونی
همه چی میگذره ...
پس غصه‌ی اتفاقی که افتاده رو
هیچوقت نخور ...
دیدگاه ها (۲)

عاشقانه های شبنم

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت سیزدهمویو اتچند هفته از اون روز...

...

#ارباب‌سنگدل #پارت_31توی راه برگشت به عمارت کوک ماشین رو زد...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part39کیمیا:اره اما من:ببین کیمیا این قضیه ما...

★彡   Part 52 彡★ صبح روز بعد، درست بعد از صبحانه پدر و مادر ت...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹²جونگ‌کوک توی حیاط بود.اما..اما تنش غر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط