ادامه ترجمه لایو جونگکوک در ویورس
ادامه ترجمه لایو جونگکوک در ویورس
🐰: * میخنده * وای قشنگ شده ، وقتی از نزدیک ببینی.
🐰: خوشمزهس ، باید سریع بخورمش.
🐰: خیلی کرمی شده ! این همه پختم ، هنوز اونجوری که دوست دارم نپخته.
🐰: ای وای ، باید بیشتر میجوشوندم، هنوز وسطش نپخته.
🐰: چند وقت پیش رفتم یه رستوران... رستوران ؟ آره.
🐰: پاستا خوردم ، همین مدل بود. برای همین درست کردم.
🐰: مزهش بهتر از اونیه که فکر میکردم... ؟ میخنده یه جورایی شبیهه ، یه جورایی نه.
🐰: این روزا نوشابه و قهوه نمیخورم.
🐰 کلاً مدتیه سایدِر ، کوکا یا اینجور نوشیدنیها نمیخورم.
🐰: این لایو رو روشن کردم که هم بخورم ، هم فرایند پخت رو نشون بدم.
🐰: شماها غذا خوردین ؟
🐰: آها ! کی میخواد امروز بریم کنار رودخونه هان بدوییم ؟
🐰: همه با هم بریم ؟ امروز یکشنبه اس ، میتونم.
🐰: بریم ؟ میخواین ؟
🐰: وای داره بارون میاد ؟؟
🐰: خب نمیشه... یا نه ، میشه تو بارونم دوید. یه ذره رومانتیکه.
🐰: شاید عصر برم.
🐰: ولی جدی نیاین دنبالم.
🐰: یعنی میتونین برین بدوین ، ولی من منتظرتون نیستم ، میرم.
🐰: سختترین بخش بعدش تمیزکاریه ! واسه همین زیاد آشپزی نمیکنم ، با اینکه دلم میخواد !
🐰: وای خیلی دردسر داره آاااااااه.
🐰: فکر نکنم بتونم از دسر بگذرم ، میفهمین چی میگم ؟
🐰: یه چیز ساده ، ولی !
🐰: اولش یه کم کره بیاریم.
🐰: بچهها ، میدونستین من میتونم با یه دست تخممرغ بشکنم ، نشونتون بدم ؟ ( قربون بشم )
🐰: دیدین ؟ باحاله نه ؟
🐰: با دو دست هم میتونم بشکنم
🐰: باحاله نه ؟
🐰: وای نمیتونم شیر و آرد و نون بخورم ، دیوونه شدم.
🐰: ای کاش خامهی تازه داشتم.
🐰: باید بخورم و بعدش بخوابم.
🐰: گشنه امههه... یعنی نه، خوابم میاد.
🐰: همیشه بعد غذا خوابم میگیره.
🐰: حوصله ندارم دوباره بشورم ، نون رو هم تو همین تابه تست میکنم ، دوباره کره میخواد.
🐰: میندازم توش ~ میدونین ، کره و روغن زیتون خیلی تو آشپزی استفاده میشن !
🐰: یه دونه کره دیگه بذارم ؟ نه صبر کن ، باید این کره رو بریزم اینجا.
🐰: اینی که توی ماهیتابه اس بینمکه ، اینی که دستمه شورِه. اول اینو میمالم ، بعد روش مربای توتفرنگی میزنم ، بعدم اسکرامبل میذارم روش.
🐰: میفهمین چی میگم ؟
🐰: آهان راستی ، این پیرسینگمو درآوردم ! خیلی درد میکرد !!
🐰: مزاحمم میشد ، واسه همین کندمش ( 🫠🫠🫠🫠🫠🫠🫠 )
🐰: * میخنده * وای قشنگ شده ، وقتی از نزدیک ببینی.
🐰: خوشمزهس ، باید سریع بخورمش.
🐰: خیلی کرمی شده ! این همه پختم ، هنوز اونجوری که دوست دارم نپخته.
🐰: ای وای ، باید بیشتر میجوشوندم، هنوز وسطش نپخته.
🐰: چند وقت پیش رفتم یه رستوران... رستوران ؟ آره.
🐰: پاستا خوردم ، همین مدل بود. برای همین درست کردم.
🐰: مزهش بهتر از اونیه که فکر میکردم... ؟ میخنده یه جورایی شبیهه ، یه جورایی نه.
🐰: این روزا نوشابه و قهوه نمیخورم.
🐰 کلاً مدتیه سایدِر ، کوکا یا اینجور نوشیدنیها نمیخورم.
🐰: این لایو رو روشن کردم که هم بخورم ، هم فرایند پخت رو نشون بدم.
🐰: شماها غذا خوردین ؟
🐰: آها ! کی میخواد امروز بریم کنار رودخونه هان بدوییم ؟
🐰: همه با هم بریم ؟ امروز یکشنبه اس ، میتونم.
🐰: بریم ؟ میخواین ؟
🐰: وای داره بارون میاد ؟؟
🐰: خب نمیشه... یا نه ، میشه تو بارونم دوید. یه ذره رومانتیکه.
🐰: شاید عصر برم.
🐰: ولی جدی نیاین دنبالم.
🐰: یعنی میتونین برین بدوین ، ولی من منتظرتون نیستم ، میرم.
🐰: سختترین بخش بعدش تمیزکاریه ! واسه همین زیاد آشپزی نمیکنم ، با اینکه دلم میخواد !
🐰: وای خیلی دردسر داره آاااااااه.
🐰: فکر نکنم بتونم از دسر بگذرم ، میفهمین چی میگم ؟
🐰: یه چیز ساده ، ولی !
🐰: اولش یه کم کره بیاریم.
🐰: بچهها ، میدونستین من میتونم با یه دست تخممرغ بشکنم ، نشونتون بدم ؟ ( قربون بشم )
🐰: دیدین ؟ باحاله نه ؟
🐰: با دو دست هم میتونم بشکنم
🐰: باحاله نه ؟
🐰: وای نمیتونم شیر و آرد و نون بخورم ، دیوونه شدم.
🐰: ای کاش خامهی تازه داشتم.
🐰: باید بخورم و بعدش بخوابم.
🐰: گشنه امههه... یعنی نه، خوابم میاد.
🐰: همیشه بعد غذا خوابم میگیره.
🐰: حوصله ندارم دوباره بشورم ، نون رو هم تو همین تابه تست میکنم ، دوباره کره میخواد.
🐰: میندازم توش ~ میدونین ، کره و روغن زیتون خیلی تو آشپزی استفاده میشن !
🐰: یه دونه کره دیگه بذارم ؟ نه صبر کن ، باید این کره رو بریزم اینجا.
🐰: اینی که توی ماهیتابه اس بینمکه ، اینی که دستمه شورِه. اول اینو میمالم ، بعد روش مربای توتفرنگی میزنم ، بعدم اسکرامبل میذارم روش.
🐰: میفهمین چی میگم ؟
🐰: آهان راستی ، این پیرسینگمو درآوردم ! خیلی درد میکرد !!
🐰: مزاحمم میشد ، واسه همین کندمش ( 🫠🫠🫠🫠🫠🫠🫠 )
- ۲.۴k
- ۰۶ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط