طوری سخن می‌گویی که انگار می‌خواهی مرا رها کنی

طوری سخن می‌گویی که انگار می‌خواهی مرا رها کنی،

طوری سخن می‌گویی که انگار می‌خواهی مرا رها کنی،
و طوری جزیات راجع به مرا به خاطر می‌سپاری که انگار من مهم ترین اتفاق زندگی‌ات هستم،
طوری کوتاه و سرد پاسخ می‌دهی که انگار کس دیگری در داستان هست،
و همچنان طوری رفتار می‌کنی که من نمی‌فهمم این عشق است یا هوسی زود گذر از برای تو..
تو سخت ترین موجودی هستی که تا به حال با آن رو به رو شده‌ام، برایِ فهمیدنت باید صد ها کتاب خواند، صد ها فیلم تماشا کرد، صد ها موسیقی گوش کرد، صد ها آدم را زندگی کرد و در میان فلسفه گشت تا شاید؛ نویسنده‌ای تو را نوشته باشد، فیلم سازی تو را ساخته باشد، موسیقی دانی تو را نواخته باشد، فیلسوفی تو را یافته باشد یا انسانی شبه تو باشد.
ای کاش اینقَدَر پیچیده نبودی. ای کاش دیوار های فولادین خودت را اینطور بر فراز آسمان بالا نمی‌بردی. ای کاش نمی‌گذاشتی دست هر نامحرمی بر قلب پاکت بخورد. ای کاش کمی مهربان تر بودی، تا بلکه بتوانم جایی در قلبم به تو اختصاص دهم.
نمی‌دانم..
شاید این میان مقصر ما نیستیم، این زمان است که هیچگاه سر وقت خود عمل نمی‌کند؛ وقت نشناسی‌اش زبان زد همه است، همیشه جاده زندگی انسان های خوب را به مسیر شیاطین عبور می‌دهد که آنها نیز پلید بودن را فرا بگیرند، تا اگر روزی انسان پاکی خواست از رَه او گذر کند، او هم به مانند دِگران سیاهیِ وجودش را در پاکیِ دیگری اثر دهد.
نمی‌دانم این زمان بد سلیقه چه خیری در این کار می‌بیند که هر بار تکرارش می‌کند؛ شاید دیدن رنج و غم انسان ها را دوست دارد؛ شاید هم فکر می‌کند گریه کردن نشانه خوشحالی‌ست،
پس از هرکس تنفر دارد خنده را مهمان لبانش می‌کند و، عاشق هرکس که هست او را تا خرخره غرق در عذاب و رنج می‌کند..
من اما از "معشوقه زمان" بودن خسته شده‌ام.
از این هزار تویی که تو با احساساتت از برایَم ساختی نیز بی‌زارم..
.
.
.
.


..{ 디 }..
دیدگاه ها (۰)

‏تو مدام از کارهایی که در گذشته انجام ندادییا آنها را بد انج...

مقصدی نیست؛ بیا فلسفه بافی نکنیمهرکسی کارِ بدی کرد تلافی نکن...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

گاهی از خودم می پرسم اگر همه‌ چیز را می‌دانستم، باز هم همین‌...

﷽♻️ در دنده باشید⏰ به ساعتتان نگاه کنید؛ این چرخ‌دنده‌های سا...

ای کاشبه آخر این جاده که میرسمتو ایستاده باشینمی‌دانی دیدنت ...

میگه مقصدی نیست.....«ما چه باشیم، چه نباشیم، جهان در گذراست....

وصال محبوبابوالحسن نوری عارف بزرگ قرن سوم بود، در نماز خشکش ...

بیقرار باش برای شادی ساختن در زندگی انسان ها…. .دست های خدا ...

باباجونِ مهربونماز وقتی رفتی، انگار تمام من را با خودت بردی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط