در گذرگاه زمان

در گذرگاه زمان،

در گذرگاه زمان،
خیمه شب بازیِ دهر
با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد،
عشق ها می میرند،
رنگ ها رنگ دگر می گیرند،
و فقط خاطره هاست
که چه شیرین و چه تلخ
دست ناخورده به جا می مانند!
دیدگاه ها (۰)

از وقتی پدر رفت، سال‌ها از کنارم گذشتند؛ تلخ، زهرآگین و سنگی...

شب دویستم در محراب عشق!شب دویستم است. دویست شب از آن روز سیا...

�❤️ یلدایی به رنگ عشق، هنر و زیبایی! ❤️🍉ظروف یلدایی با پودر ...

نومیدی

عاشقانه های شبنم

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

بعضی عشق‌ها شبیه لحظه‌ای کوتاه‌اند؛ می‌آیند، قلب را به تپش م...

🚩 روایت یک حضور | شب‌هایی که خیابان‌ها بیدارند🏴 وقتی شب از ر...

<<دوستت دارم جانم♥️انقدر که اگر قلبم توان تفکر داشتاز تپیدن ...

<<دوستت دارم جانانم♥️انقدر که اگر قلبم توان تفکر داشتاز تپید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط