{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نومیدی

روي پيشانیم سياه شده...
دستمال سپيد دورانها...
دارم از دست میروم اما...
نگرانش نباش او خوب است...
هيچ حسی ندارم از بودن...
باد حس می كند سقوطم را...
دارم از دست میدهم كم كم...
اخرين قطره های دودم را....
در صف جبر خاک منتظرم...
اختيار زمان تمام شود....
زندگی مثل درد ارزان بود...
مرگ بايد گران تمام شود...
از سرم مثل اب می گذرد....
خاطراتی ک تلخ و شيرين است...
زندگی را ب خاب می بينم...
مرگ تعبير ابن سيرين است...
در سرت كل خانه چرخيدن....
توی تقدير در ب در گشتن...
هيچ راهی برای رفتن نيست....
هيچ راهی برای برگشتن....
خودكشی بر چهار پايه عقل....
مثل اثبات صورت و معنی است...
زندگی سیم خاردار زمان....
توی حلقوم مرده ذهنت....
نگرانش نباش او خوب است...
مرگ یک اتفاق معمولی است....
دیدگاه ها (۰)

پروانه جان

تو شب سرد کلانشهربرف انبوه بسته بود ارتباط و راه روماشین ها ...

*عشق در اعماق یک مافیا*پارت ۱دوباره با بابام دعوام شد… و تهش...

🐰همه پروژه‌های تولدمون رو دیدم. خیلی ممنونم از همه تون🐰فکر م...

پارت ششم ویو آت .+۰ بعد از اینکه با جعون شام خوردم به ساعت ن...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❷صحبت و حرف فقط باد هوا میباشدبغلم کن که غزل هم ...

بچه ها پارت آخر این سناریو عه بلاخره از دستش، خلاص میشید 🤣🤣 ...

«ܢܚࡅ߭ߊ‌ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ ܢ̣ܠࡐ‌ܠߊ‌ܭ »«درخواستی»موضوع: اگر با هم برید قای...

«جاده»...«راه رفتن»...شاید یکی از بهترین تسکین‌های آدم همین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط