شبیه خانه‌ای بودی که بعد از یک عمر آوارگی پیدا کردم

شبیه خانه‌ای بودی که بعد از یک عمر آوارگی پیدا کردم؛

شبیه خانه‌ای بودی که بعد از یک عمر آوارگی پیدا کردم؛
جایی که دلم خواست کفش‌هایم را دربیاورم،
خستگیِ تمام راه‌ها را زمین بگذارم
و برای اولین‌بار،
از رفتن نترسم... 🖤
دیدگاه ها (۰)

دلم یک گوشه‌ی جادویی از این دنیا می‌خواهد…جایی میان جنگل‌های...

تو...

هر روز با نبودنت کنار میام،اما دلم هنوز گیر توئه،مثل زخمی که...

رها🦋 ظاهرم آرام است...اما درخودم سرگردانمجایی میان ماندن و ر...

رها💔احساس میکنم یه چیزی توی دلم هست که نمیتونم کامل براش اسم...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

‌ حکایت | انگشتر گمشدهروزی مردی در بازار انگشتری ارزشمند پید...

پارت۲

وقتی لب تو خنده زد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط