من چیزی غیر از حق نمیبینم

من چیزی غیر از حق نمیبینم

من چیزی غیر از حق نمیبینم
من یک بار داشتم میمیردم نمیتونستم نفس بکشم نرفتم مدرسه بعد مامانم امد گفت با اينکه حالت خوب بود رفتم مدرسه غیبتتو موجه کردم برو خوشحال باش
دیدگاه ها (۵)

سلام ب عزیزای دلمخب اول از همه اینکه عذرخواهم 🙏 بابت نذاشتن ...

𓂃 𐙚 پارت ۲۹ | ویو ته‌یونگ 𐙚 𓂃داشت با لبخند نگاهم می‌کرد.خوشح...

《نوری در دنیای مرده ها》ویو یوناامروز باید برم مدرسه وایییی ا...

امروز بالاخره رفتم مدرسهوای بیاید براتون تعریف کنماول کاری ک...

From hate to lovePart:9 ویو آرتمیسدلم خیلی درد میکرد و داشتم...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part63نیما با ی اخم غلیظی به سمتش رفت که گفتم...

پارت ۱: شروعِ یه ماجراجوییِ دیوانه‌وار!سئول همیشه حس عجیبی ب...

رمان عشق ممنوع

+نه بابا اخه ببی ( بوق بوق گوشی رو قطع کرد) دید ات وای چکار...

Pat:9اسم: عاشق چشماش شدما.ت . جونگکوک گفت که بیا امشب با هم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط