Afterglow
پارت پانزده — اولین ترک
آن شب، مینگیو قرارشان را لغو کرد.
نه برای بیاهمیتی.
یک برنامهی کاری ناگهانی پیش آمده بود.
پیام داد:
«ببخشید. نمیرسم.»
ا/ت فقط جواب داد:
«باشه.»
«ناراحتی؟»
ا/ت چند ثانیه به صفحه نگاه کرد.
«نه.»
پیام آمد:
«مطمئنی؟»
«آره.»
ولی بعد از فرستادن پیام، گوشی را روی میز گذاشت.
و برای اولین بار، «باشه» گفتنش واقعاً به معنی باشه نبود.
ادامه دارد....
آن شب، مینگیو قرارشان را لغو کرد.
نه برای بیاهمیتی.
یک برنامهی کاری ناگهانی پیش آمده بود.
پیام داد:
«ببخشید. نمیرسم.»
ا/ت فقط جواب داد:
«باشه.»
«ناراحتی؟»
ا/ت چند ثانیه به صفحه نگاه کرد.
«نه.»
پیام آمد:
«مطمئنی؟»
«آره.»
ولی بعد از فرستادن پیام، گوشی را روی میز گذاشت.
و برای اولین بار، «باشه» گفتنش واقعاً به معنی باشه نبود.
ادامه دارد....
- ۶۰۶
- ۰۷ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط