{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Afterglow

پارت پانزده — اولین ترک
آن شب، مین‌گیو قرارشان را لغو کرد.
نه برای بی‌اهمیتی.
یک برنامه‌ی کاری ناگهانی پیش آمده بود.
پیام داد:
«ببخشید. نمی‌رسم.»
ا/ت فقط جواب داد:
«باشه.»
«ناراحتی؟»
ا/ت چند ثانیه به صفحه نگاه کرد.
«نه.»
پیام آمد:
«مطمئنی؟»
«آره.»
ولی بعد از فرستادن پیام، گوشی را روی میز گذاشت.
و برای اولین بار، «باشه» گفتنش واقعاً به معنی باشه نبود.


ادامه دارد....
دیدگاه ها (۴)

پارت دوم | «اون کی بود؟»ا/ت بعد از کلاس از ساختمان دانشگاه ب...

فاصله یک لبخند تا جنون

«قراردادِ سیاه» p1باران شدیدی روی عمارت قدیمی خانواده‌ی جون ...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃𝟹 | صدایی که پنهانش کرده بودکافه‌ی کوچکی نزدیک دان...

پارت آخر

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 9 | چیزی که اسم نداشتروزها یکی پس از دیگری می‌...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟑 | وقتی یک نفر طرف تو می‌ایستدچند هفته گذشت.دوستی آنها...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 5 | یک قدم نزدیک‌ترروزهای بعد، چیزی بین ا/ت و جیم...

ریاکشن پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط