رک بگویم از همه رنجیده ام

رُک بگویم از همه رنجیده ام

رُک بگویم از همه رنجیده ام
از غریبه آشنا ترسیده ام
بیخیال سردی آغوشها
من به آغوش خودم جسبیده ام
دیدگاه ها (۰)

رک بگویم از همه رنجیده‌اماز غریب و آشنا ترسیده‌امبی خیالِ سر...

یه سوالی دارم از کی نمیدونم شاید از یک دوست! از یک غریبه اشن...

باید از خودم معذرت‌خواهی کنم...از خودم بابت تمام روزهایی که ...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part63نیما با ی اخم غلیظی به سمتش رفت که گفتم...

تظاهر ؟ :))) حتی تظاهر هم نمیکنن :)))ماجرا اینه که چند روز د...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۲۳ | «خانه‌ای که ...

𓆩 پارت ۵۶ 𓆪 🖤ات با تعجب بین جیمین و مرد غریبه نگاه کرد.— یکی...

پارت ۱ ویو ا.ت توی آینه ی قدی سالن نگاهی به تتوی روی قسمتی ا...

چند پارتیـــــــــ🤍✈️🤍ـــــــــوقتی از سفر کاری برمیگردهــــ...

پارت ۱۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط