کپشن شاید مهم؟
کپشن شاید مهم؟
چیزی که حقیقته اینکه من خیلی وقته از سانی ناراحتم
مخصوصا وقتی که یهو اف زدم و سانی گفت که کارم لوس و خود کم بینانس درحالی که من اون موقع زیر فشار روانی و کلی اعذاب وجدان بودم.
حرفم کاملا درباره ی سانی نیست
کاملا مستقیم به گپ ویسگونیا داخل روبیکا ربط داره
حرفای اسلاید بعدو میبینید؟ حرفای هموناس.
حرفای کسایی که مثلا دوستم بودن.
قرار بود قضیه خصوصی باشه و دربارش پست نذارم چون حتی یجورایی قدیمی محسوب میشه ولی نه.
میشیرو.
نمیدونم واقعا چی باید بگم
اینکه سره ی بحث که حتی واقعا هم مقصر نبودم بهم میگفتی خفه شو و یسری وقتا جوری رفتار میکردی که انگار ازم متنفری ناراحتم میکرد
ولی من کور بودم.
رو به این حرفا چشمامو میبستم
مثل ی احمق.
درسته درسته من قبلا خیلی احمق بودم.
و مطمعنا متوجه ی اینکه بعد از اینکه از اف در اومدم دیگه اون ادم مهربون و ساده لوح قبلی نیستم مگه نه؟
کاملا به این پی بردم
به اینکه ی بازندم
ی ساده لوح تو سری خور بدبختم.
واضحه که اون قضیه اخلاقمو عوض کرد
مدیون بدونید هیسوکای قبلی معتقد بود با هرکی خوب رفتار کنی اونم باهات خوب رفتار میکنه
بمب خنده.
واقعا
و دوباره میگم اینو بکنید تو مغزتون که سالی عرزشیه و حتی چندین ماه بعد از درامای اکا داشت درباره اکا حرف میزد
شاید بگید
و و و ولی ت تو اون د دعوا بهت فحش ن ناموسی دادن........
کاره نوها بود
اره درسته من از نوها متنفرم
و حتی اگه اکا به نوها نمیگفت که من هیچکارم نوها هیچوقت معذرت خواهی نمیکرد
منو از گپ ریم زده بودن چون از هیروکی که از بچه ۱۳ ساله نود کشیده بود حمایت نکردم و پست اکا و اد استوری کردم
و اره
بازم من کور بودم.
ولی وقتی حقیقت کوبیده شد تو صورتم
فهمیدم تو کل این مدت فقط دوتا گزینه داشتن
یا منو تو جمع نگه دارن تا وقتی که طرفشونم یا سیکتیرمو بزنن
فقط تا وقتی منو دوستشون حساب میکردن که بدردشون بخورم و وقتی طرف هیروکی نبودم همچی شروع شد
هیروکی میگفت ازم دلخوره
حقم دارم
اره من از هیروکی هم متنفرم
کیه که متنفر نباشه؟ اوه یادم نبود
بچه های گپ ویسگونیا
پیاما ماله روز اول دراماس که از ی خانومی ناذیناذی مهربون خواستم که پیامای گپو براک تو تلگرام بفرسته
و اره
واقعا خنده داره
و اونجا بود که فهمیدم ی بازنده ی ساده لوحم که دربرابر بدی هایی که بهش میشه چشماشو میبنده
گریه کردم
ساعت ها
گریه کردم کردم کردم کردم که
دیگه نتونستم
دیگه گریم نمیومد
اشکام حروم شدن
فهمیدم ارزششو نداره
با گریه کردنم هیچی درست نمیشد
اونقدر تحت فشار روانی بودم که حتی ی مدت فکر میکردم مشکل از منه
مطمعنا متوجه تغیرم شدید
متوجه شدید که دارم مثل ی عوضی رفتار میکنم
چون خسته بودم
و اره میدونم جدیدا دارم یجورایی تند حرف میزنم
انگار دیگه اون ادم سابق نیستم
بعد از این باخت زندگیم دیگه هیچوقتم نمیتونم اون ادم سابق بشم
چه بلایی سرم اومده.
ببخشید
بخاطر همچی
بخاطر دلیل وجودم
اوبیتو راست میگه
بهتره واقعا بمیرم
لطفا دنبالم نیاید.
فقط میخوام محو بشم
بعد از حروم کردن ۲-۳ سال از زندگیم داخل این برنامه تخمی
ببخشید که قراره گاذ ارتیست قشنگ و عزیزتون رو از این برنامه تخمی از دست بدید😿✌🏻
#off
چیزی که حقیقته اینکه من خیلی وقته از سانی ناراحتم
مخصوصا وقتی که یهو اف زدم و سانی گفت که کارم لوس و خود کم بینانس درحالی که من اون موقع زیر فشار روانی و کلی اعذاب وجدان بودم.
حرفم کاملا درباره ی سانی نیست
کاملا مستقیم به گپ ویسگونیا داخل روبیکا ربط داره
حرفای اسلاید بعدو میبینید؟ حرفای هموناس.
حرفای کسایی که مثلا دوستم بودن.
قرار بود قضیه خصوصی باشه و دربارش پست نذارم چون حتی یجورایی قدیمی محسوب میشه ولی نه.
میشیرو.
نمیدونم واقعا چی باید بگم
اینکه سره ی بحث که حتی واقعا هم مقصر نبودم بهم میگفتی خفه شو و یسری وقتا جوری رفتار میکردی که انگار ازم متنفری ناراحتم میکرد
ولی من کور بودم.
رو به این حرفا چشمامو میبستم
مثل ی احمق.
درسته درسته من قبلا خیلی احمق بودم.
و مطمعنا متوجه ی اینکه بعد از اینکه از اف در اومدم دیگه اون ادم مهربون و ساده لوح قبلی نیستم مگه نه؟
کاملا به این پی بردم
به اینکه ی بازندم
ی ساده لوح تو سری خور بدبختم.
واضحه که اون قضیه اخلاقمو عوض کرد
مدیون بدونید هیسوکای قبلی معتقد بود با هرکی خوب رفتار کنی اونم باهات خوب رفتار میکنه
بمب خنده.
واقعا
و دوباره میگم اینو بکنید تو مغزتون که سالی عرزشیه و حتی چندین ماه بعد از درامای اکا داشت درباره اکا حرف میزد
شاید بگید
و و و ولی ت تو اون د دعوا بهت فحش ن ناموسی دادن........
کاره نوها بود
اره درسته من از نوها متنفرم
و حتی اگه اکا به نوها نمیگفت که من هیچکارم نوها هیچوقت معذرت خواهی نمیکرد
منو از گپ ریم زده بودن چون از هیروکی که از بچه ۱۳ ساله نود کشیده بود حمایت نکردم و پست اکا و اد استوری کردم
و اره
بازم من کور بودم.
ولی وقتی حقیقت کوبیده شد تو صورتم
فهمیدم تو کل این مدت فقط دوتا گزینه داشتن
یا منو تو جمع نگه دارن تا وقتی که طرفشونم یا سیکتیرمو بزنن
فقط تا وقتی منو دوستشون حساب میکردن که بدردشون بخورم و وقتی طرف هیروکی نبودم همچی شروع شد
هیروکی میگفت ازم دلخوره
حقم دارم
اره من از هیروکی هم متنفرم
کیه که متنفر نباشه؟ اوه یادم نبود
بچه های گپ ویسگونیا
پیاما ماله روز اول دراماس که از ی خانومی ناذیناذی مهربون خواستم که پیامای گپو براک تو تلگرام بفرسته
و اره
واقعا خنده داره
و اونجا بود که فهمیدم ی بازنده ی ساده لوحم که دربرابر بدی هایی که بهش میشه چشماشو میبنده
گریه کردم
ساعت ها
گریه کردم کردم کردم کردم که
دیگه نتونستم
دیگه گریم نمیومد
اشکام حروم شدن
فهمیدم ارزششو نداره
با گریه کردنم هیچی درست نمیشد
اونقدر تحت فشار روانی بودم که حتی ی مدت فکر میکردم مشکل از منه
مطمعنا متوجه تغیرم شدید
متوجه شدید که دارم مثل ی عوضی رفتار میکنم
چون خسته بودم
و اره میدونم جدیدا دارم یجورایی تند حرف میزنم
انگار دیگه اون ادم سابق نیستم
بعد از این باخت زندگیم دیگه هیچوقتم نمیتونم اون ادم سابق بشم
چه بلایی سرم اومده.
ببخشید
بخاطر همچی
بخاطر دلیل وجودم
اوبیتو راست میگه
بهتره واقعا بمیرم
لطفا دنبالم نیاید.
فقط میخوام محو بشم
بعد از حروم کردن ۲-۳ سال از زندگیم داخل این برنامه تخمی
ببخشید که قراره گاذ ارتیست قشنگ و عزیزتون رو از این برنامه تخمی از دست بدید😿✌🏻
#off
- ۵۱۵
- ۰۷ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط