{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه آرمی تهیونگ رو توی رستورانی که خودش اونجا کار میکنه دی

یه آرمی تهیونگ رو توی رستورانی که خودش اونجا کار میکنه دیده و تونسته ازش امضا بگیره.
💜 : هنوزم نمی‌تونم باور کنم که واقعاً این اتفاق افتاد. فقط دلم می‌خواست گریه کنم و تمام بدنم می‌لرزید. تازه صورتش هم خیلی کوچیکه!
وقتی تازه وارد شد، همکارم گفت این تهیونگ نیست؟ خیلی شبیهشه. ولی من باور نکردم و گفتم بس کن دیگه چی میگی؟ همچین چیزی اصلاً ممکن نیست.
اون گفت باور نمیکنی؟ برو نوشیدنی‌های خنک رو براشون ببر و خودت ببین. من رفتم، نگاه کردم و واقعاً همون‌جا خشکم زد.
هنوز دودل بودم که ازش بپرسم یا نه و با خودم می‌گفتم نکنه واقعاً تهیونگ باشه؟!.. ولی آخرش دیگه نتونستم تحمل کنم و پرسیدم ببخشید که مزاحمتون میشم، ولی شما تهیونگ هستید؟
اون کاملاً جدی بود و همین باعث شد یکم بترسم و با خودم فکر کنم آه، پس احتمالاً خودش نیست.
فقط دو قدم ازش دور شده بودم که گفت: من واقعاً متأسفم، ولی میشه لطفاً آهنگ‌های ما رو پخش نکنید؟
اینجا دیگه از شدت شوک کاملاً خشکم زد! تازه چه تصادفی، درست همون لحظه آهنگ DOPE داشت پخش میشد. دستپاچه شدم و با مِن‌مِن گفتم بله، بله، حتماً خاموشش می‌کنم. بعد با استرس پرسیدم وقتی غذاتون تموم شد و خواستید برید، میشه برام یه امضا بذارید؟ تهیونگ گفت واقعاً متأسفم، ولی نمی‌تونم. خودم هم معذب شدم، برای همین گفتم اشکالی نداره، ببخشید.. و از اونجا دور شدم.
بعدش نگران بودم که نکنه باعث شده باشم معذب بشه، برای همین وانمود می‌کردم اصلاً متوجه حضورشون نیستم و سعی می‌کردم کاملاً عادی رفتار کنم. ولی هر بار که میز اون‌ها چیزی سفارش میداد، خودم سفارش رو براشون می‌بردم.
تا اینکه یک بار دیگه به میز‌شون رفتم و این بار خودش درباره‌ی اون موضوع صحبت کرد و گفت: وقتی غذام تموم شد و بخوام برم، برات یه امضا می‌ذارم، باشه؟ اون‌قدر خوشحال شدم که وقتی داشتم غذاها رو روی میز می‌ذاشتم، دست‌هام می‌لرزید و کل دوستاش شروع کردن به خندیدن... منم گفتم شما بایسم هستید، جونگکوک هم همین‌طور! و دوباره همه‌شون زدن زیر خنده.
درست قبل از اینکه برن، یکی از دوست‌های تهیونگ پیشم اومد و گفت که معمولاً اجازه ندارن به کسی امضا بدن، ولی برای من قراره استثنا قائل بشه. اسمم رو پرسید و اسمم رو برای تهیونگ برد. وقتی رفتن، امضا از قبل روی میز گذاشته شده بود؛ مخصوص خودم.

اون واقعاً شبیه هیچ‌کس نیست! حتی نمی‌دونم چطور باید توصیفش کنم؛ یه جور خاص و فوق‌العاده زیباست. چشم‌هاش، ابروهاش، بینیش.. همه‌چیزش خیلی قشنگه و صورتش هم خیلی کوچیکه.

برم بمیرمم🪦👍🏻
لایک کامنت و بازنشر فراموش نکنید 🎀


#BTS
#بی_تی_اس
دیدگاه ها (۱۷)

*💜 یه آرمی تو رستورانی که کار می‌کنه، به‌طور اتفاقی تهیونگ ر...

ادامه پارت ۱۲

Destiny part 10

سه بار رفتم توی پروفایلش، هیچ اتفاق تازه‌ای هم نیفتاده بود. ...

آپدیت بابل سهون 🫧🪸🐥:آه، چرا این روزا انقدر هوس دوکبوکی می‌کن...

آرمی تهیونگ رو اینجا دیده بود 💜فقط تصور کنین داشتیم توی مرکز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط