{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من قطب مغرور غزل بودم

من قطب مغرور غزل بودم
توو کوچه های شعر : یک شب گرد
وقتی رسید اینجا ، تنم لرزید
با منطقش ، خلع سلاحم کرد!

دیوونه ی هُرم نفسها شم
دیوونمو صبر و قرارم نیست
هرشب دوتا دستاشو می گیرم
می بوسمش اما کنارم نیست

دارم از این دیوونه تر می شم
در حیرتم ، چی بود ترفند ش؟
اون قطبِ مغرور غزل حالا
شد زرخرید و عبد و پابَند ش!

رخصت ندادن هاش رو دیدم
اما همونم عین فرصت بود
حتی اگه بی راه هم میگفت
حرفش ، برام اتمام حجت بود

چی شد دلم لرزید و عاشق شد؟
من دل نمی بستم به آسونی
اون از دیار (کوچه مَردا ) بود
هم غیرت ِ مردای ایرونی

از هرچی آرامش تو این دنیاست
من با صداش آروم میگیرم
اما اگه بی هم صدا باشم
من بی صدا آروم می میرم...🦋🦋

گجن خیرلی اولسون نازلی قیزیم✨❤🌹❤


#saharshehim 💖
دیدگاه ها (۰)

تقدیم به زندگیم🌸🧿♾دلبستـہ.شدم بہﺩست هایتوابستـہ شدم بہ ردپای...

تقدیم به جانانم:💐افکن گذر به کلبه ما تا بهم رسداز گرد رهگذار...

دلبر جان          در       سرزمینِ             ؏شـق،    خدا،...

بر بال نسیم صبح، پرواز خوش استشعر و غزل و سرود و آواز، خوش ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط