{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(دلداده)

(دلداده)

ا/ت:آره

شروع کردم به ناز کردن سرش تقریبا یه ۱۰ مین داشتم سرش و ناز میکردم که دیدم نفسش منظم شد یه نگاه بهش کردم دیدم بلهـــــــــــ . نی نی خوابیده . آروم سرش رو بلند کردم که بلند شم بعد از اینکه بلند شدم سرش رو گذاشتم رو مبل تا بخوابه. منم رفتم تو ماشین و حرکت کردم سمت خونه . بعد ۲۰ مین رسیدم و ماشین رو پارک کردم و رفتم داخل دیدم مامانم و دخترا دارن با میخندن رفتم سمتشون

سوا: عه ا/ت اومدی

ا/ت: آره

سوا: چیکار داشت ؟

ا/ت: هیچی حالش خوب نبود بعدش خوابید

سوا: آها. بریم آماده بشیم ؟

ا/ت: آره

رفتیم تو اتاق تا حاضرشیم .

ادامه دارد..........
دیدگاه ها (۱)

رمان هکر کوچولوی من پارت چهارم

《برادره ناتنیم》(پارت ۶)ویو ا/ترفتم یک کراپ و دامن تن کردم رف...

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

⚠️عکس عوض شده⚠️P27عروس فراری تا وقتی ا/ت بخواد حرفش رو تموم ...

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

همسر غیره منتظره

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۹یهو دیدم صدای پا یکی اومد م...

&چه خوشتیپ شدی ¥ممنونم&بریم¥بله بفرماییدباهم راه افتادیم و ر...

سناریو بونتن پارت۴

فیک:بابای سخت گیر من " part 13[ماشین جلوی عمارت توقف کرد. سو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط