بچه که بودم

بچه که بودم

بچه که بودم
پائیز با روپوش از راه می رسید.

بزرگ تر که شدم، پسر همسایه بود ؛

سربازی که

اسمم را توی کلاهش نوشته بود.

مادرش می گفت:

گروهبان جریمه اش کرده که هفت شب کشیک بدهد.


آن وقت ها

دوستت دارم ها را نمی گفتند ؛

کشیک می دادند...


شاعر: رويا شاه حسین زاده

لنانوشت:عجب شاه جمله ای! داره این شعر نو..."
آن وقت ها

دوستت دارم ها را نمی گفتند ؛

کشیک می دادند..."
دیدگاه ها (۳۸)

شاید هیچ‌وقت دختری نداشته باشم که موهایش را آرام شانه بزنم، ...

.گمان میکنم ‌تُـــــو...!باید یکی از شاهرگ هایم باشیکه دوست ...

رمان هفتمین سایه

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_27فصل سیزدهم | ...

رمان انتقام ازدواج کامل

یکی از شو کرونای درخواستی داشت

💗 قولی که شکستییک هفته گذشته بود.هفت روزی که ا.ت تلاش کرده ب...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 29لونا با چشم‌های اشکی نامه‌ی مادر ...

🎭 آخرین نقشپارت پانزدهم | پایانچند هفته بعد...شب اکران فیلم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط