{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این را فهمیده‌ام که بیشتر ماهی‌ها، موقع پیری شکایت می‌کنن

این را فهمیده‌ام که بیشتر ماهی‌ها، موقع پیری شکایت می‌کنند که زندگیشان را بی‌خودی تلف کرده‌اند.
دائم نفرین و ناله می‌کنند که زندگیشان را بی‌خودی تلف کرده‌اند.
دائم ناله و نفرین می‌کنند و از همه چیز شکایت دارند.
من می‌خواهم بدانم که، راستی راستی، زندگی یعنی اینکه تو یک تکه جا، هی بروی و برگردی تا پیر بشوی و دیگر هیچ، یا اینکه طورِ دیگری هم توی دنیا می‌شود زندگی کرد؟
دیدگاه ها (۱)

گاهی از خودم می پرسم اگر همه‌ چیز را می‌دانستم، باز هم همین‌...

پروانه جان

ادامه ترجمه🎂🐨🐨 تمام تلاشمو می‌کنم تا هر روز رو به بهترین شک...

007-پنهان در مه - پارت ۶۸

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

بسم الله الرحمن الرحیم ‌طریق وُسطیٰ :تفکر زهدگرا و اِباحه‌گر...

وقتی انقلابی نما سخنگوی دشمن میشود به روایت دکتر زارعی

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶ شیوه چشمش فریب جنگ داشت ماغلط ...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط