من در پی تو بودم

من در پی تو بودم

من در پی تو بودم
تمام سالهای عمرم را
ندیده ای مرا؟
آن درختی بودم که به آن تکیه داده بودی
بارانی بودم که اشکهایت را میبوسید
خیابانی بودم که دلتنگی هایت را
بر شانه هایش میگذاشت
سایه ای بودم که در پی ات می دوید.
من شب بودم ،
روز بودم ،
من خود تو بودم.
ندیده ای مرا؟
دیدگاه ها (۱)

بی خیال....از عشق برایم نگو...بهانه ات را بیاور که منتظر شنی...

🌱🍃 #شب،با موهای پریشانشمی ریزد بر شانه‌های تنهایی‌ام ،و تو…چ...

The Last Shadow

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

همه دغدغه‌ها و ترسهای یه رابطه رو الن دوباتن مثل یه معجزه در...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

سناریو ران

می‌خواستم بلد باشم تو را بخندانم،و بلد باشم وقتی غصه داری قا...

پدرم نیست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط