عاشقانه

عاشقانه

شب میان شهر رخنه کرده است
کوچه غرق در سکوتِ مبهمی ست
خواب،
از نگاه خسته ام فرار می کند
خیره خیره ماه را نگاه می کنم
و فکر می کنم به بودنت
که بهترین بهانه ی نفس کشیدن است
به چشم های پر فروغ مهربان تو
که تا نهایت جهان
دلیل  شعر گفتن است
به دفترم که با قلم
قرار عاشقانه بسته است
به واژه های نوبرانه ی سپید
فکر می کنم به حرف های ساده ی عمیق
به عین و شین و قاف
فکر می کنم به عشق
فکر می کنم به تو ...
دیدگاه ها (۰)

رها🍂 شب که می شودمی نشینم رو به روی آینه ی دلماز تو می گویما...

ديدار با تو یک دژاوو بود.فكر مى كنم قرن ها پيش تو را در ماه ...

می‌شد بمانی ؟می‌شد بمانی ، چای دم کنم و با همان نگاهِ پر از ...

آرامش جانم:💞سهم‌من‌ از تو که از دیدگانم پنهانیهمین چند خط شع...

تو را هم عاشقم، هم بی نهایت دوستت دارم و می دانم تو میدانی ک...

تو را هم عاشقم، هم بی نهایت دوستت دارم و می دانم تو میدانی ک...

فرزند کدام دریا بودی...؟ که سَهمَت از ارث موج موهایت شد؟!#س...

من اگر پرنده بودم،فکر می‌کردم پروازچیزی شبیه نگاه کردن به تو...

رها❤ فکر نمی کنم هیچ وقت واقعا بفهمی چقدر برام مهمیچون هر چق...

ادامه سناریو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط