میشد بمانی ؟
میشد بمانی ؟
میشد بمانی ، چای دم کنم
و با همان نگاهِ پر از حرفهای نگفته
کنارم بنشینیم و تظاهر کنیم
اتفاق خاصی نیوفتاده است
من به جای ماه و ستارگان
به صورت تو خیره میشوم
و میخواهم چندبیتی
را از پلکهای خستهی تو الهام بگیرم
میشد بمانی تا همهچیز
به یکباره در من نمیرد.
گلدانهای خانه که بماند
خودم نیز از رفتنت پژمرده شدم
میشد بمانی ، چای دم کنم
و با همان نگاهِ پر از حرفهای نگفته
کنارم بنشینیم و تظاهر کنیم
اتفاق خاصی نیوفتاده است
من به جای ماه و ستارگان
به صورت تو خیره میشوم
و میخواهم چندبیتی
را از پلکهای خستهی تو الهام بگیرم
میشد بمانی تا همهچیز
به یکباره در من نمیرد.
گلدانهای خانه که بماند
خودم نیز از رفتنت پژمرده شدم
- ۷۴۵
- ۱۱ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط