می‌شد بمانی ؟

می‌شد بمانی ؟
می‌شد بمانی ، چای دم کنم
و با همان نگاهِ پر از حرف‌های نگفته
کنارم بنشینیم و تظاهر کنیم
اتفاق خاصی نیوفتاده است
من به جای ماه و ستارگان
به صورت تو خیره می‌شوم
و می‌خواهم چندبیتی
را از پلک‌های خسته‌ی تو الهام بگیرم
می‌شد بمانی تا همه‌چیز
به یکباره در من نمیرد.
گلدان‌های خانه که بماند
خودم نیز از رفتنت پژمرده شدم
دیدگاه ها (۰)

پروانه جان

بیدی از بلور، سپیداری از آب،فواره‌ای بلند که باد کمانی‌اش می...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش سوم_سوروس_وای...او با دست خودش برای کف کلب...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁸⁹اما هر بار چشمم به جای خالی رولزرویس ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

𝐓𝐡𝐞 𝐄𝐧𝐞𝐦𝐲'𝐬 𝐇𝐨𝐬𝐭𝐚𝐠𝐞𝐩𝐚𝐫𝐭: ²ویو اتچند ساعت گذشته بود...ولی من ...

پارت 49🌷 ویو آتهانا آروم نزدیکم شد و گفت:هانا:ـ آت، میشه یه ...

شاهکاری به نام دروغ

007-پنهان در مه - پارت ۶۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط