کاش میشد که شبی

کاش میشد که شبی

کاش میشد که شبی
موقعِ بارانِ نجف
مینشستیم کمی محضرِ
ایوان نجف
سرو جان و نفسی هست
به قربانِ نجف
دست مارا برسانید به
دامانِ نجف
روزیِ ماست دراین
دست به دامانیِ تو:))))
#امام_علی
💫💫💫🌹🌹🌹🌹
دیدگاه ها (۱)

***آرومم تو که باهامی...* مجسمه باهوش مصنوعی.ملکه خوب ها

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۸۹مینی : همه چیز و ب...

ای کاش میشد با نگاهت جان بگیرمتا آمدی با عطر تو سامان بگیرمم...

+آمدم باز و سخن با تو فراوان دارم؛باز دست تهی و پای گریزان د...

یک روز شده بی سرو سامان شده باشی؟یارت برود دست به دامان شده ...

.ادامه شعر پست قبلی....گاه شد مظهر خدا و گاه شد مظهر علیمن ع...

نور باران است اینک آسمان از ولایت می دهد ما را نشانوحی آمد ب...

#امام_علی_ع بنویسید مرا بنده ی سلطان نجفبنویسید که عالم همه ...

ماسوا هست پریشان اباعبداللهعاشق و بی سر و سامان اباعبداللهحق...

در جست و جوی حقیقت(پارت 13)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط