عاشقانه نوستاژی

عاشقانه نوستاژی

ز دست دیده و‌دل هردو فریاد
که هرگه دیده بیند دل کند یاد
بسازم خنجری نیشش ز پولاد
زنم بردیده تا دل گردد آزاد 👌🏼❤️❤️❤️❤️❤️
دیدگاه ها (۳)

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

تماشا می‌کند هر دم، دلم در باغ رخسارشبه کام دل همی نوشد، میِ...

روز حافظ؛ از زبون یه شاعر ایرانی و آریایی ایراندوست جای تاسف...

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مراسوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا...

*عشق را بی معرفت معنا مکن* *زر نداری مشت خود را وا مکن* *گ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :بینش، چیز نیست که گفته...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا راالله الله تو فراموش مکن صحبت...

من اگر پرنده بودم،فکر می‌کردم پروازچیزی شبیه نگاه کردن به تو...

( فکر کن چقدر بی شرف هستی اومدی پست راجب جوون های ایران رو‌گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط