{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو جونگ کوک

ویو جونگ کوک

با صدای دوباره ی در به خودش اومد و بعد جیهوپ وارد اتاقش شد
"سلام هیونگ"
آره جونگ کوک برای جیهوپ هنوز جونگ کوک قدیمی بود
"اوضاع رو به راهه؟ "
جونگ کوک به جیهوپ اشاره کرد بشینه و گفت
"آره اون محموله خیلی چیز مهمی نبود راستی هیونگ شنیدم محموله باند سرخ و سفید رو هم منفجر کردن"
جیهوپ بعد از نشستن رو به جونگ کوک کرد تا حرفی که تهیونگ بهش زده بود رو بهش بگه
"آره.....میگم جونگ کوک اونا از باند روسیه عصبین تو هم همینطور نظرت چیه با هم متحد بشین و اونارو شکست بدین؟ "
جونگ کوک میخواست مخالفت کنه ولی با فکری که به ذهنش رسید نظرش عوض شد
"فکر خوبیه کیم هم موافقه؟ زنش اجازه میده با معشوقه ثابقش همکار بشه"
جونگ کوک بعد از تموم کردن حرفش پوزخندی زد و جیهوپ سری از تاسف تکون داد
"هزار بار بهت گفتم اون زن نداره"
ولی جونگ کوک به حرف هیچکس اعتماد نداشت
"من خودم اونو با یه زن دیدم"
"تو هیچ وقت عاقل نمیشی جونگ کوک من برم به تهیونگ موافقتت رو بگم"
جونگ کوک مثل برق گرفته ها سرش رو بالا آوردو به جیهوپ نگاه کرد
"مگه این پیشنهاد رو تهیونگ داده؟ "
جیهوپ همینطور که درو میبست جوری که جونگ کوک بشنوه جوابش رو داد
"شاید"
دیدگاه ها (۸)

تهیونگ از جونگ‌کوک خواست بهش دستمال بده تا صورت خودشو پاک کن...

تهیونگ از جونگ‌کوک خواست بهش دستمال بده تا صورت خودشو پاک کن...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

پارت ۴ | جلسه‌ی دردسرسازظهر شده بود و همه برای جلسه‌ی مهم آم...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁷ویو: اتچند ساعت گذشته بود، ولی ه...

پسر بد (64)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط