{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞
𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁷
ویو: ات

چند ساعت گذشته بود، ولی هنوز جونگ‌کوک برنگشته بود.

روی مبل نشسته بودم و گوشیم رو توی دستم گرفته بودم.

دوباره بهش زنگ زدم.

جواب نداد.

+ چرا جواب نمیده...

نگاهم رفت سمت سه‌اون.

+ سه‌اون؟

سه‌اون: بله خانم ات؟

+ جونگ‌کوک کی برمی‌گرده؟

سه‌اون: نمی‌دونم.

+ اتفاقی افتاده؟

سه‌اون سریع گفت:

سه‌اون: نه.

بهش خیره شدم.

+ مطمئنی؟

سه‌اون: بله.

+ پس چرا از وقتی رفته، هیچ خبری ازش نیست؟

سه‌اون چیزی نگفت.

همین سکوتش بیشتر نگرانم کرد.

+ سه‌اون... جونگ‌کوک چیزی بهت گفته؟

سه‌اون چند لحظه مکث کرد.

سه‌اون: فقط گفت تا وقتی خودش برنگشته، پیش شما بمونم.

+ چرا؟

سه‌اون: نمی‌دونم.

گوشیم زنگ خورد.

جونگ‌کوک بود.

سریع جواب دادم.

+ جونگ‌کوک؟ کجایی؟

چند ثانیه سکوت کرد.

_ بیرونم. یه کاری پیش اومده.

+ کی برمی‌گردی؟

_ زود.

+ مطمئنی خوبی؟

_ آره.

صدای کوک آروم بود، ولی یه چیزی توی صداش فرق داشت.

+ جونگ‌کوک...

_ هوم؟

+ هیچی ولش کن

چند لحظه سکوت کردم.

_ نگران نباش پرنسس. من خوبم.

بعد تماس قطع شد.

گوشی رو پایین آوردم.

یه حس عجیبی داشتم...

حس می‌کردم جونگ‌کوک داره یه چیزی رو ازم پنهان می‌کنه.

#رمان#فیکشن#بی‌تی‌اس#فیک#رمان‌مافیایی
#jin#suga#jhope#namjoon#jimin#taehyung#jung‌kook
#جین#شوگا#جیهوپ#نامجون#جیمین#تهیونگ#جونگ‌کوک
#بی‌تی‌ای#بنگتن#رمان‌جونگ‌کوک
دیدگاه ها (۲)

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁸ویو: اتشب شده بود.بعد از اون تما...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁹ویو: اتهنوز باورم نمی‌شد.بابا......

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁶ویو جونگ کوکچند ثانیه بعد از انف...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁵ویو: جونگ‌کوکبا چند تا ماشین از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط