{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من مادرم هم صحبتم با عکس هایت

من مادرم هم صحبتم با عکس هایت
دست خودم که نیست دلتنگم برایت

اصلا حواست نیست خیلی دیر کردی
ای پهلوانم مادرت را پیر کردی

گمنام من این شهر جانی هم ندارد
اینجا کسی از تو نشانی هم ندارد

همسایه مان می‌گفت برگشتت خیال است
می‌گفت دست از تو بردارم محال است

از دست پرسش های مردم رو گرفتم
من سالها با خاطراتت خو گرفتم

راضی نشو این قدر زیر زجر باشم
بگذار من هم دلخوش یک قبر باشم

خسته شدم از بس که بیهوده دویدم
بس که تو را در بین این گل ها ندیدم

از بس که خواندم روضه های در گلو را
شعر گلی گم کرده ام می‌جویم او را

در دم مردن بیا اندر کنارم یا حسین
جان زهرا مادرت چشم انتظارم یا حسین

بر مشامم می‌رسد هر لحظه بوی کربلا
بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا

تشنه آب فراتم ای عجل مهلت بده
تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا
دیدگاه ها (۱)

ای خسته از جماعتِ غرقِ ریا حسینای دل بُریده از همه ی رنگ ها ...

وقتی این حرامزاده نجس در سازمان ملل پیجر را بالا گرفت

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:9"روز بعد،نیویورک"آفتاب صبحگاهی به داخل...

هر روز مغزم و خاطراتمون با هم کلنجار میرن که بهت تکست بدم ، ...

‌˼ بِسۡـم‌ِرَب‌ِالْحُ‌ـسِی‍ـنۡ...˹🤍🕊️ ...

𝐌𝐲 𝐅𝐚𝐤𝐞 𝐁𝐨𝐲𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝 | دوست‌پسر قلابی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐مهمونی شلوغ‌تر ا...

و دوباره دست به نوشتن برداشتم، چیزی که براش به دنیا اومده بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط