چه صفایی بود از خنده گل در رخ یار

.

.
چه صفایی بود از خنده گل در رخ یار
باغ بستان خدایی ست همین فصل بهار

نفس باد صباست ،همنفس عطر و گلاب
نوبت وصل دل ست،آمدن فصل بهار🌱

   نــوایی زیبا   #محمدرضا_شجریان
دیدگاه ها (۰)

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

‌الان دیگه بین خودم و اتاقم نمی‌دونم کدوممون بهم ریخته تریم....

دلبر زیبایے و بس دل ربایے میڪنے نازنین با ناز خود م...

هوا عطر و نفس آیینه دار استمبارک بادت ای بلبل بهار است "؟مبا...

🌱 باد زد، پرده کمی جست زِ جاغرِّشی کرد هواو زمین خیس شد از ا...

یار آن بود که صبر کند بر جفای یارترک رضای خویش کند در رضای ی...

نوبهار آمد و گل سرزده چون عارض یارای گل تازه ، مبارک به تو ...

عمر پا بر دل من می نهد و می گذرد ...خسته شد چشم من از این هم...

#معرفی_آهنگدرخت دوستی بنشان که کام دل به بار آردنهالِ دلبری ...

...شکوفه میرقصد از باد بهاریشده سرتاسر دشت سبزو گلناریشکوفه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط