معرفیآهنگ
#معرفی_آهنگ
درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد
نهالِ دلبری را، ای دل، به دستِ باغبان بسپار
که تا گُل بارد از شاخِ درختِ دوستی، شاداب
چو باغِ آرزو، سرسبز و خرم، دلگشا، سرشار
ز هر گل، صد هزاران بوسه برچین، ای صبا، بنمای
به رویِ آن گُلِ زیبا که هستی، یارِ دلدار
اگر گلِ سرخِ رویت را بیازاری، کند طاقت
چو بلبل، در فراقِ باغ و بستان، زار و بیمار
چو گل، رخساره بنمای، ای گلِ گلزارِ هستی، ناز
که جانِ بلبلان از شوقِ دیدارت شود گلزار
بهارِ زندگی، این است و جز این هرچه باداباد
که با یارانِ دل، خوش باش و در عشرت، بساز، بسیار
جهان، چون گلشنِ ایثارِ عشاق است و جز این نیست
به کویِ یار، گر جانانِ خود را، یارِ دلداری
همان به کز طمع، بردار دست، ای دوست، از دنیا
چو میخواهی که دلداری، تو هم دلدارِ غمخواران
نهالِ دوستی، گر در دل افکندی، به هر منزل
شود دل، همچو گلزارِ ارم، سرسبز و دلدار
ز باده، نوش کن، ای یار، گر توفیقِ حق یاری
که تا در بزمِ وصلِ یار، گردی، یارِ دلدار
زبانِ آتشین، چون شمعِ روشن، ساز، ای جانان
که تا گردی، گُلِ گلزارِ هستی، یارِ دلدار
به یادِ یار، گر نالد دلت، ای دوست، پس خوش باش
که در شادیت، جانانِ تو، گردی، یارِ دلدار
اگر جانانِ تو، پنهان ز چشمِ شوخِ بدخواه است
شود در سایهٔ لطفِ خدا، یارِ دلدار
هزاران غم، اگر بر جانِ تو آید، مکن کاری
که دل را، بر دلِ غمگینِ تو، آید، غمگسار
به کامِ دل، به هر کاری، که خواهی، کن، در این عالم
که تا در سایهٔ لطفِ خدا، گردی، یارِ دلدار
درختِ دوستی، بنشان، که کامِ دل، به بار آرد
که تا جانانِ خود را، یارِ دلداری، از او یاری
#تکست_آموزشی
#رادیو_اينترنتی#مهرآوا
#دکترفاطمه_تیموری
@majidakhshabi
درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد
نهالِ دلبری را، ای دل، به دستِ باغبان بسپار
که تا گُل بارد از شاخِ درختِ دوستی، شاداب
چو باغِ آرزو، سرسبز و خرم، دلگشا، سرشار
ز هر گل، صد هزاران بوسه برچین، ای صبا، بنمای
به رویِ آن گُلِ زیبا که هستی، یارِ دلدار
اگر گلِ سرخِ رویت را بیازاری، کند طاقت
چو بلبل، در فراقِ باغ و بستان، زار و بیمار
چو گل، رخساره بنمای، ای گلِ گلزارِ هستی، ناز
که جانِ بلبلان از شوقِ دیدارت شود گلزار
بهارِ زندگی، این است و جز این هرچه باداباد
که با یارانِ دل، خوش باش و در عشرت، بساز، بسیار
جهان، چون گلشنِ ایثارِ عشاق است و جز این نیست
به کویِ یار، گر جانانِ خود را، یارِ دلداری
همان به کز طمع، بردار دست، ای دوست، از دنیا
چو میخواهی که دلداری، تو هم دلدارِ غمخواران
نهالِ دوستی، گر در دل افکندی، به هر منزل
شود دل، همچو گلزارِ ارم، سرسبز و دلدار
ز باده، نوش کن، ای یار، گر توفیقِ حق یاری
که تا در بزمِ وصلِ یار، گردی، یارِ دلدار
زبانِ آتشین، چون شمعِ روشن، ساز، ای جانان
که تا گردی، گُلِ گلزارِ هستی، یارِ دلدار
به یادِ یار، گر نالد دلت، ای دوست، پس خوش باش
که در شادیت، جانانِ تو، گردی، یارِ دلدار
اگر جانانِ تو، پنهان ز چشمِ شوخِ بدخواه است
شود در سایهٔ لطفِ خدا، یارِ دلدار
هزاران غم، اگر بر جانِ تو آید، مکن کاری
که دل را، بر دلِ غمگینِ تو، آید، غمگسار
به کامِ دل، به هر کاری، که خواهی، کن، در این عالم
که تا در سایهٔ لطفِ خدا، گردی، یارِ دلدار
درختِ دوستی، بنشان، که کامِ دل، به بار آرد
که تا جانانِ خود را، یارِ دلداری، از او یاری
#تکست_آموزشی
#رادیو_اينترنتی#مهرآوا
#دکترفاطمه_تیموری
@majidakhshabi
- ۱۱۷
- ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط