{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

*این فیک خیلی کمه، نمیشه اسمشو گذاشت فیک بیشتر سناریوعه و

*این فیک خیلی کمه، نمیشه اسمشو گذاشت فیک بیشتر سناریوعه ولی خب امیدوارم خوشتون بیاد*
.
گیوری یه دانش‌آموز انتقالی توی کلاس دوازدهم سه بود که نمی‌تونست به راحتی با بچه‌ها گرم بگیره. همه‌شون از سال اول با همدیگه آشنا شده بودن و کسی دلش نمی‌خواست یه دانش‌آموز جدید رو توی جمعشون راه بده؛ البته هیچکس به جز کارآموز شناخته‌شده‌ی مدرسه!
کیم نانا نمونه‌ی بارز دانش‌آموزی بود که همه دوستش دارن؛ زیبا، باهوش و خوش‌رفتار! هرجا که قدم می‌ذاشت، بلافاصله توجه همه رو به خودش جلب می‌کرد.
مشهورترین دانش‌آموز دبیرستان که فقط چند ماه تا رسیدن به بزرگ‌ترین رویای زندگی‌ش فاصله داشت، تصمیم گرفته بود دختر تازه‌وارد رو به جمعشون راه بده. غافل از اینکه تصمیمات به‌نظر بی‌اهمیتش، ممکن بود توی آینده‌ش تأثیر بذارن!
«اگه به‌خاطر تو نتونم دبیو کنم، خودم با دست‌های خودم خفه‌ت می‌کنم گیوری!»
«این اتفاق هیچوقت نمیفته اونی! نگران نباش، اجازه نمی‌دم هیچی رویاهات رو خراب کنه. من دوستت دارم...»
«اینقدر اون جمله‌ی لعنتی رو وسط مدرسه نگو! اگه کسی بشنوه چی؟! فقط چند ماه دیگه تحملش کن و اونوقت بهت قول می‌دم دیگه هیچوقت من رو نبینی!»
«اما من این رو نمی‌خوام نانا اونی؛ امیدوارم یه روزی بتونم توی تلویزیون ببینمت!»
.
.
#وان_شات #سناریو #فیک #کیپاپ
دیدگاه ها (۵)

بچها فیکی که میخوام بزارم از جونگ کوکه. و واقعا زمان زیادی و...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۲۸ صبح روز بعد، همه‌چیز عادی به نظر می...

🌙☀️~ همیشه بهمون گفتن خورشید و ماه هیچ‌وقت به هم نمی‌رسن…ولی...

فیک«پشت نیمکت اخر»جونگکوکدانش‌آموز کلاسشخصیت: آروم، مغرور، ک...

این فقط یه خاطره برای اون بچه نبود… 🥹💙این لحظه قشنگ، توی دل ...

𝔣𝔞𝔨𝔢 𝔫𝔞𝔪𝔢:#قرمز_ممنوع ❤️❌*```[𝐭𝐚𝐩 𝐭𝐚𝐩 𝐭𝐨 𝐫𝐞𝐚𝐝 𝐩𝐚𝐫𝐭:¹](#قرمز_...

رقص مرگ و عشقp¹²مدرسه، تنها جایی بود که می‌تونستم نفس بکشم. ...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁶ویو میکا_____صبحِ روزِ ...

.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط