پارت ۲

پارت ۲

پارت ۲

ویو شوگا
امروز صبح بیدار شدم و کار هام رو انجام دادم باید برم سر کار امروز خیلی احساس کوفتگی می کنم ولی باید برم مجبورم،از مامانم خداحافظی کردم و راه افتادم به سمت کافه وقتی رسیدم لباس مخصوص کارکنان رو پوشیدم شروع کردم به تمیز کاری.
داشتم میز هارو مرتب میکردم که یهو دیدم مشتری داریم بنظر آدم های پولدار و سر شناسی ان دو تا مرد تقریبا ۴۰ ساله و یه پسر جوون...پسر خوشتیپی عه چهره خیلی نازی داره....عه چی میگم با خودم خفه شو شوگا به کارت برس براچی بچه مردم دید میزنی اصلا به تو چه به کارت برس.رفتم سمتشون....
شوگا:سلام قربان.چی میل دارید براتون بیارم؟
آقای پارک: یه قهوه لطفا
آقای لی: برای منم یه قهوه بیار
(آقای لی نقش پررنگی تو فیک ندارن همکار پدر جیمینه)
جیمین: من آمریکانو می خوام
شوگا: بله چشم الان میارم خدمتتون.
جیمین: باشه گربه زود باش
شوگا:بله؟
آقای پارک:جیمین بچه نشو عه آقا لطفا برین چیزی نیست
ویو شوگا
چه پسر عجیبی بود به من گفت گربه من کجام گربه ست. بگذریم رفتم تا سفارش و بیارم گفتم سفارش هارو آماده کنن بعد داشتم می‌بردم سر میزشون که یهو پام لیز خورد و سفارشا از دستم افتادن و پخش زمین شدن و لیوان ها شکستن...اولین بار ام بود خرابکاری میکنم...واییی من چیکار کردم الان رئیس منو میکشه
آقای پارک:چیکار می‌کنی حواست کجاست
شوگا: من خیلی معذرت می‌خوام الان جعمش می کنم
ویو شوگا
میخواستم اونجا رو تمیز کنم که یهو رئیس کافه سر رسید ، لعنتی ....... ادامه دارد

شرط پارت بعد
۱۰ تا لایک
۱۷ تا کامنت
دیدگاه ها (۳)

پارت ۲پدر جیمین از پدر شوگا خواست تا همدیگه رو ملاقات کنن او...

پارت ۱ویو تهیونگ:سلام من کیم تهیونگ هستم ۲۹ سالمه و تو یک کا...

پارت هدیه🎁part 45شوگا گفت بیا به هم برگردیملارا بدون معطلی گ...

The Secret Between Light and the Stageپارت 9نارا: منم همین ک...

«قهوه تلخ، لبخند شیرین»پارت ۴ یه روز عصر بارون شدید گرفت. کا...

پارت ۲ویو جونگ کوک:از خواب بیدار شدم و رفتم یه دوش ده مینی گ...

🐻💜~ کامنت تهیونگ زیر پست یه آرمی در ویو..رس:💬 آرمی:«تهیونگا،...

‏🦊[۱۶:۱۸ ~ ۱۶:۲۱ به وقت کره]بنگ-های ㅎㅎㅎچیکار می‌کنی؟؟صبح تمر...

#عشق در نگاه او part 7»دخترم چرا اینجوری میکنی عزیزم عیب ندا...

سناریو bts(وقتی گردنشو میبوسی)«نامجون: اوممم عاشقتم تو خیلی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط