گاهی فکر می‌کنم خدا چطور تصمیم گرفت تو را به من هدیه بدهد

گاهی فکر می‌کنم خدا چطور تصمیم گرفت تو را به من هدیه بدهد

گاهی فکر می‌کنم خدا چطور تصمیم گرفت تو را به من هدیه بدهد. درست وقتی‌ که دلم پر از سکوت و دلتنگی بود، تو مثل نوری از آسمان آمدی؛ آرام، مهربان و کامل.
تو هدیه‌ی خالصِ خدا به منی، آرامشی که هیچ‌وقت از بودنش سیر نمی‌شوم.
قول می‌دهم همیشه مراقبت باشم، پا‌به‌پای تو، کنار تو.
در هر لحظه، در هر نفس، بدان که من هستم — بی‌منت، بی‌قید و شرط.

#عاشقانه #جانان #دلتنگی #ستایش_قلب_سربی #ویسگون
دیدگاه ها (۱۶)

شنیدن صدایتنجوای مهربان کلامتدیشب در تاریکی بغض و دلتنگیطلوع...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟙𝟘Que sera sera𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡طبقه دو...

بسم الله الرحمن الرحیمقسمت دوم :دقت شود که تأکید دارد فراگیر...

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک :شرطِ مرگبارنورهای کم‌سوی کافه ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :پیامبران الهی علیهم الس...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁵ویو میکا_____چشمم رفت...

جان دلممی ‌شود کنار هم پیر شویم؟خیالت راحتحتی اگر زمان پیری ...

آرامش نه عاشق بودن است نه گرفتن دستی که محرمت نیست. نه حرف ...

درونم شکسته است راه که میروم صدای گوش خراش تکه هایم در درون...

دلم+نشسته+به+پایت+که+رسم+عشق+این+است+بسی+شکسته+برایت،+که+رسم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط