{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

11:11 — 参 💘

11:11 — 参 💘
𝘺𝘰𝘶 𝘢𝘳𝘦 𝘢 𝘭𝘰𝘷𝘦 𝘪 𝘯𝘦𝘷𝘦𝘳 𝘩𝘢𝘥 🎀

خب خب ( . . )
ببخشید که نبودم…
یه مدت طولانی گم شده بودم توی خودم. امروز تولدم بود. رفتم مدرسه، همه‌چی عادی بود، انگار نه انگار یه روز خاصه. بعد یهو وسط کلاس اسمم اومد و فهمیدم هیچ‌کس یادش نبوده
و من فقط خجالت کشیدم و ساکت شدم. ( 😅 )

بعدش فهمیدمچیزایی که از دلم گفته بودم
برگشته و شده برچسب.
خراب، منحرف،
کلمه‌هایی که آدم رو می‌شکنه وقتی از دهن کسی درمیاد
که بهش اعتماد داشتی.
دعوا شد،
دفتر رفتن،
نادیده گرفته شدن، گریه‌ای که جمعش نکردم
و بغضی که کل زنگ موند.

بعد اون هم رو حرفا کشید به تحقیر،
به ظاهر،
به خانواده، و منم آدمِ بی‌نقصی نبودم
جواب دادم، عصبانی شدم،
و الان فقط خسته‌ام.
اومدم اینو بگم
نه برای حق‌به‌جانب بودن، نه برای مظلوم‌نمایی.
فقط برای اینکه بگم بعضی روزا آدم می‌فهمه
همیشه انتخاب دوم بوده و این درد داره.

اگه کم‌رنگ شدم
اگه ساکت شدم
اگه نبودم…
ببخشید.
داشتم سعی می‌کردم خودمو جمع کنم ( . . )
دیدگاه ها (۱۵)

اوهشت آیزنچاییخور_خب اومدم بگم که اف زدن در کمین است 😹🙏فردا ...

کپشن مهم...

سرنوشت(ویو رایا)صبح با صدای اجوما از خواب بیدار شدم.اجوما: خ...

پارت ۲۸ ته: ساکت شو!همون یک جمله کافی بود.انگار تمام بغضم یک...

داشتم با دوستم تلفنی حرف می‌زدم و همزمان با پسرم که از صبح ک...

حقیقتا واقعا خستم میدونم شمام خسته اید به هر حال هرکس به اند...

سلااااااااممممم امروز معرفی کتاب وقتی که از ماه زاده شد رو د...

part 7

در ذهنم هیاهوی بزرگ بود،قلبم آنقدر تند میزد که نمی‌دانستم چه...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط