پس از هزار مصیبت که سربه راه شدم

پس از هزار مصیبت که سربه راه شدم

پس از هزار مصیبت که سربه راه شدم
دوباره وسوسه‌ی اولین نگاه شدم

دوباره عشق و همان قصه‌ای که می دانی
دوباره بی کس و تنها و بی پناه شدم

نه من پلنگ قدیمم نه کوه، کوه من است
که ریشخند طمع کردنم به ماه شدم

دکلمه #سید_علیرضا_آل_داود
دیدگاه ها (۲)

شــبانه های بی تو را، همیشه آه میکشمبه من نگو غزل غزل، چـرا ...

عواطف میان ما را تاکنون هیچ نوازنده‌ای ننواخته؛و صحبت نکردن،...

افغانستان.افتخارم

دلتنگم... دلتنگی‌هایم را لبِ جوی می‌برم می‌نشینم ،شعر می‌...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

استی: همین که اینو دیدم، وایب ✨فَن‌کم افسانه‌ای هان جیسونگ ب...

انسان متحیر در ستایش جزئیات این جهان هستی است..متحیر از ؛تفا...

مقاله‌ی Naver درباره‌ی OST جونگین «Guilty Pleasure»:‏«GUILTY...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②④_بخش دوم_کنارم می‌ایستد.برای د...

گربه ای در نیمکت کناری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط