{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

You Like a Dream

You Like a Dream

Part 3

باد شبانه میان موهای بلوند جیمین می‌پیچید.

چراغ‌های شهر زیر پایشان می‌درخشید.

هانیل به او نگاه کرد.

هنوز هم گاهی باورش نمی‌شد این لحظه واقعی باشد.

هانیل: «می‌دونی؟»

جیمین: «هوم؟»

هانیل: «بعضی وقتا هنوز فکر می‌کنم خوابم.»

جیمین آرام خندید.

یک قدم به او نزدیک شد.

جیمین: «منم همین حس رو دارم.»

هانیل: «تو چرا؟»

جیمین: «چون وسط این همه آدم، وسط این همه شلوغی... پیداکردن کسی که بتونی خود واقعیت باشی، شبیه معجزه‌ست.»

قلب هانیل تندتر زد.

جیمین دستش را گرفت.

جیمین: «وقتی پیش توام، لازم نیست آیدل باشم.»

سکوت کوتاهی بینشان افتاد.

جیمین: «فقط جیمینم.»

اشک در چشمان هانیل جمع شد.

و جیمین لبخند زد.

جیمین: «و اگه این یه رویاست...»

دستش را محکم‌تر گرفت.

جیمین: «نمی‌خوام هیچ‌وقت بیدار بشم.»

The end 🪽✨


چطور بودشششش؟؟؟؟ خیلی براش ذوق داشتمممم
خب نظراتتون رو هم بهم بگید
تو کامنتا سعی کنید چرت و پرتی ننویسید فقط نظرتوننننن
خب یه رمان دیگه هم داریم از جیهوپه و خب بعدش یه رمان از تهیونگ که طولانی ترین رمانی هست که قرارها بنویسمش
خب اینها هم شرایط برای رمانه بعدی هست ( پارت معرفی )
۹۰ لایک
۵۰ کامنت
۲۰ بازنشر
دیدگاه ها (۱۲)

خب دوستان من دوباره برگشتم و اینبار باید یه چیزی رو بگم و از...

𝐌𝐲 𝐅𝐚𝐤𝐞 𝐁𝐨𝐲𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝 | دوست‌پسر قلابی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏از صبح مامانت مد...

چندپارتی جیمین

آخرین بحث پارت ۲۲

رقیب کوچولوی جیمین... صبح روز بعد...جیمین روی مبل نشسته بود ...

پشت لبخند جیمین پارت ششمچند ثانیه بعد از حرف جیمین، هنوز همو...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۱: جواب واقعیچند ثانیه سکوت بینشان ماند.ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط