پارت دوازدهم
پارت دوازدهم
دکتر حدود چهل مین اومد
دکتر ( جین )در حال معاینه کردن جونگکوک
.
.
.
ویو تهیونگ: اووف چرا اینطوری شد قلبم درد میاد
دکتر ( جین ) اومد
تهیونگ: دکتر چیشده؟
جین: امم خوب راستش جونگکوک بر اثر شک خیلی زیاد بی هوش شده و خوب ناراحتی قلبی داره که باعث شده شدید تر بشه
تهیونگ: چی بیماری قلبی؟
جین: آره و خوب باید باهاش خیلی خوب رفتار کنین چون خیلی حساسه
تهیونگ: آها باشه مرسی ازتون
جین رفت
(ذهن تهیونگ: آخه من چیکار کردم اووف ممکن بود خیلی بدتر از اینا بشه ممکن بود بمیره باید رفتارم بهتر کنم ولی آخه من قراره اون بکشم ولی اون خیلی گناه داره چم شده من دلم برای جونگکوک میسوزه باید چیکار کنم؟)
تهیونگ: آجوماااااا
آجوما: بله ارباب؟
تهیونگ: حواست به جونگکوک باشه و براش غذا درست کن
آجوما: چشم ارباب
تهیونگ: مرسی من یهخورده کار دارم میرم بیرون
آجوما: باشه به سلامت
دکتر حدود چهل مین اومد
دکتر ( جین )در حال معاینه کردن جونگکوک
.
.
.
ویو تهیونگ: اووف چرا اینطوری شد قلبم درد میاد
دکتر ( جین ) اومد
تهیونگ: دکتر چیشده؟
جین: امم خوب راستش جونگکوک بر اثر شک خیلی زیاد بی هوش شده و خوب ناراحتی قلبی داره که باعث شده شدید تر بشه
تهیونگ: چی بیماری قلبی؟
جین: آره و خوب باید باهاش خیلی خوب رفتار کنین چون خیلی حساسه
تهیونگ: آها باشه مرسی ازتون
جین رفت
(ذهن تهیونگ: آخه من چیکار کردم اووف ممکن بود خیلی بدتر از اینا بشه ممکن بود بمیره باید رفتارم بهتر کنم ولی آخه من قراره اون بکشم ولی اون خیلی گناه داره چم شده من دلم برای جونگکوک میسوزه باید چیکار کنم؟)
تهیونگ: آجوماااااا
آجوما: بله ارباب؟
تهیونگ: حواست به جونگکوک باشه و براش غذا درست کن
آجوما: چشم ارباب
تهیونگ: مرسی من یهخورده کار دارم میرم بیرون
آجوما: باشه به سلامت
- ۸۴۵
- ۰۳ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط