{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Diamond or love

part=15

نرسا : تو یه شاون شعر یه سرنخی هست

ایون و کوک : تابلو (همزمان)

ایون :ارع توی شود به یه بوم نقاشی اشاره شده بود

کوک :ارع اینو منم میدونم ولی اینکه چجوری باید اون رو پیدا کنیم سخته همین الانشم از اون تابلو به ختی محافظت میشه

نامجون :باید بدزدینش راه دیگه ای ندارین چون اونو نمی‌فروشنن

نرسا :طبق اطلاعاتی که من بدست آوردم اون تویه موزه ای که ت کار میکنی ایون پس فقط سه روز وقت داری

ایون : باید برم موزه رو برسی کنم من میرم که آماده شم درزم آقای جئون اینو بدون ازت بدم میاد (در گوش کوک اروم )


کوک : کسی به بریختی ت حق ندارع این حرفو بزنه (پوخند)

ایون :خرس گندع(چشم غره)

ایون ویو

من به سمت خونه بهزیستی رفتم چون اونجا هم اتاق داشتم اول به بچه ها سر زدم و بعد یه لباس شیک پوشیدم باید برم یه ری اطلاعات در مورد فضای داخلی موزه بدست بیارم اون جئون فک کرده کیع فقط بخاطر الماس باهاش همکار یکی می کنم
بعد پوشیدن و غرغر کردن با خودم به سمت موزه رفتم
جلوی در موزه یه نفس عمیق کشیدم و وارد شدم موزه فضای بسیار کلاسیک و تارخی رو بهم‌میداد پنهون نمونه دوست دارم تمام این اشیای گرون قیمت رو بدزدم از فکرم اومدم بیرون
جلوی دفتر معاون مدیر موزه جونسو بودم ..
چجوری اومدم اینجا !!؟
بدون در زدن داخل شدم




جونسو :چه عجب ۲ دقیقه دیر کردی


ایون : فک نکنم این ربطی بهت داشته باشه آقای بازنده
دیدگاه ها (۲)

Forbidden love⑥کوک: بیا یه لحظها/ت: باید برمبی‌اغتنا به حرفش...

{ازدواج پر حاشیه من}☆پارت ۹☆{اسلاید ۲ لباس خونگی ا/ت}ویو ا/ت...

سلامم اومدم با رمان جدیدرم خوشگلا🪷😭امیدوارم حمایت بشم و ازش ...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

P7 .PRISON MAFIA.

مهمونی خطرناک پارت= 5 ویو جونگ کوک:از اینکه ات با کسی برقصه...

Love you پارت پونزدهم پاشدم رفتم کارای لازمو کردم لباس پوشی...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

#برادر ناتنی من

رمان:تا وقتی که عاشقت شدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط