{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیگه از ماسک رو صورتش گذاشتن خسته شد

دیگه از ماسک رو صورتش گذاشتن خسته شد
من احمقو نگاه تمام زندگیمو با اون دیدم
که به دو روزم نکشید
به د ک دیگه برام مهم نیست
۸ میلیارد آدم وجود داره چرا همش اون
🫀:نهههههه اونو ول نکننننن مغزززز یه کاری کنن
🧠:کاری از من بر نمیاد اون خیلی وقت پیش تغییر کرد تایپی که از enfp بشه infp به کل فرق میکنه:)
🫀:نه نهه
🧠:اون الان تمام شارژش پیش منه دیگه با قلب صحبتی نمیکن-
قلب دایجو دسکا؟
🖤:بزار راه خودشوجلو بره من دیگه راهی ندارم که از طرفش حرف بزنم
🧠:قلب؟
🖤:هوم؟
🧠:...هیچی......


پارت اول رومان فکر اینا کلا خیلی کمه اگه میخواید دو سه پارت دیگه همین الان میزارم¡
دیدگاه ها (۰)

سناریو(درخواست یکی از فرشته ها بود)(وقتی رو صحنه اجرای مثبت ...

عشق پنهان

My lovely neighbor part : ۶۸

سناریوی شماره ۲ تک پارتی.اسم:دکو تنهام نذار.زمان وقتی دکو از...

پارت ۵ ۱.....۲.....۳شروع کنییییید هممون دویدیم تهیونگ کنار م...

سناریو ایزانا

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

مهمونی خطرناک پارت= 12دلم میخواست بزنم تو دهنش ولی نمیشدنگاه...

### 🖤 پشت نیمکت آخرپارت ۵درِ کلاس بسته شد.جیمین هنوز به تهیو...

دردسر های سه روزه ( پارت ۵ ) وقتی سونیک بیدار شد دید روی تخت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط