{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.

به فریـادم رسیدی تـو زمانیکه دلم غم داشت
و احساس ترک خورده به دل آه دمادم داشت

میـان شعرهـای من فقط غــم بود بـا حسرت
تمام واژه ها تلخ و سراسر درد و ماتم داشت

تنی خسته دلی پر خون  پر از زخم زبانیکه
بـه زیـر نم نم بـاران گله از کل عـالم داشت

پر از حرف و کسی اما زبانش را نمی فهمید
جوانی را که از غمها همیشه قامتی خم داشت

پـر از دلتنگی و غربت که در آن بیکسی پر بود
نه درمانی به درد خود نه دلسوز و نه همدم داشت 

بیـا بنشین کنـار من که این سنگ صبـــورِ غم
برای درد دل کردن کسی مثل تو را کم داشت

#استوری
دیدگاه ها (۰)

‍ توکه رفتی همه ی ثانیه ها را غم گرفتکوچه زانو در بغل شدگوشه...

یک جهان روضه و یک چشم پر از نم داریآه، آقای  غریبم به  دلت ...

یک جهان روضه و یک چشم پر از نم داریآه، آقای  غریبم   به  دلت...

بنال ای نی که من غم دارم امشب نه دلسوز و نه همدم دارم امشب ...

بنال ای نی که من غم دارم امشب نه دلسوز و نه همدم دارم امشبدل...

بنال ای نی که من غم دارم امشب نه دلسوز و نه همدم دارم امشبدل...

با اینکه میخندم ولی غم دارم ای دوستدر دل هوای سوز و ماتم دار...

#یلدا...با اینکه میخندم ولی غم دارم ای #دوستدر دل هوای سوز و...

- خوش آمدی بنشین شعر تازه دم دارمهوای گریه زیاد است شانه کم ...

خوش آمدی بنشین شعر تازه دم دارمهوای گریه زیاد است شانه کم دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط