توکه رفتی همه ی ثانیه ها را غم گرفت
توکه رفتی همه ی ثانیه ها را غم گرفت
کوچه زانو در بغل شدگوشه ای ماتم گرفت
بوی خوب زندگی از شهر دل کوچید ورفت
بیکسی دست مرا محکم تر از محکم گرفت
هرکسی آمد به دل زخمی زد و از من گذشت
زخم روی زخم آمد جای هر مرهم گرفت
من حریف طعنه های این جماعت نیستم
دل از این دنیا و از ظلم بنی آدم گرفت
آسمان آن شب کنار درد دلهایم نشست
راز دل فهمید و باران تا سحر نم نم گرفت
آینه تا دید حالم بی صدا در خود شکست
این دل از نامحرم و آن بی وفا محرم گرفت
تا کجا صبر و تحمل تا کجا سنگ صبور ؟
دل بر این احوال خود هرثانیه هردم گرفت
کوچه زانو در بغل شدگوشه ای ماتم گرفت
بوی خوب زندگی از شهر دل کوچید ورفت
بیکسی دست مرا محکم تر از محکم گرفت
هرکسی آمد به دل زخمی زد و از من گذشت
زخم روی زخم آمد جای هر مرهم گرفت
من حریف طعنه های این جماعت نیستم
دل از این دنیا و از ظلم بنی آدم گرفت
آسمان آن شب کنار درد دلهایم نشست
راز دل فهمید و باران تا سحر نم نم گرفت
آینه تا دید حالم بی صدا در خود شکست
این دل از نامحرم و آن بی وفا محرم گرفت
تا کجا صبر و تحمل تا کجا سنگ صبور ؟
دل بر این احوال خود هرثانیه هردم گرفت
- ۱.۱k
- ۱۶ آذر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط