باتو گفتم حزر از ق ندانم

باتو گفتم حزر از ؏ڜق ندانـــــــــم..

باتو گفتم حزر از ؏ڜق ندانـــــــــم..
سفر از پیش تو هرگز نتوانـــــــــم👌🔥

#آرش_والا
#بابائی_هشتک
دیدگاه ها (۸)

بی تو من زنده نمانم...بی تو طوفان زده ی دشت جنونمصید افتاده ...

گزارش تصویری از محفل صمیمی «سورۀ سرو»#غزل از آن زمان که نگاه...

عاشقانه های شبنم

🕗 #وقت_سلام

بخت آیینه ندارم که در او می‌نگریخاک بازار نیرزم که بر او می‌...

واقعا از اینکه دوستی مثل تو دارم روزی هزار بار خداروشکر میکن...

«از کافچی پرسیدم: چرا این فرش رو نصفه کاره گذاشتی و قاب کردی...

چرا وزیر وکیل دکتر مهندس رئیس و مدیر شدن اما آدم نشدن

جاده بی راهه

رمان اسیر خان پارت بیستم ۲۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط