{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کپشننننن گلیاااا🎀🖇

کپشننننن گلیاااا🎀🖇

عروسک من😈🔞

پارت پنجاه و سه

+وا نیشگون واسه چیه

خندید توی حیاط عمارت نگه داشت

-اخه یجوری شدی انگار تازه فهمیدی

+خوب ترسیده ام

با لبخند شیطانی خرکی لب برچید

-باشه حالا حالاها باید در مورد خانواده ولکوف بفهمی همونطور که وارد عمارت شدیم

لب برچیدم

+دیگه چی هست مگه

یهو صدای آرینا باعث شد چشممون افتاد سمتش وایساده بود متعجب رفتم

سمتش و  لب برچیدم

+آرینا

یهو نِلی منو به عقب کشید و لب برچید

-دشمن تو چرا اینجایی

آرینا به نِلی خیره شد و لب برچید

-فقط اومدم بگم سرهان رو پیدا
نمیکنم

نِلی اخم گرد

عقب وایسادم

-بتوچه پسر عموی منو پیدا
نمیکنی

آرینا یه قدم جلو اومد

-نِلی مثل اینکه یادت رفته من و سرهان

نِلی پرید وسط حرفش

-جای دشمن ها اینجا نیست گورتو گم کن

آرینا با التماس بهم خیره شد که بهش نزدیک
شدم چشماش اشکی بود

+حتما با نیکولای حالش خوبه

#رمان #عاشقانه #بزرگسال_مافیایی
دیدگاه ها (۱۶)

کپشنننن😌💘عروسک من😈🔞پارت هشتاد و چهار "آرینا"سرهان دستشو دور ...

کپشنننننن🎀🤭عروسک من😈🔞پارت سی و سلبای خشکمو ترر کردم و به سق...

مثل هر شببب کپشنننن😎🎀عروسک من😈🔞پارت چهل و نُه+آقای راننده نی...

کپشن گلیاا😫🎀عروسک من😈🔞پارت هفتاد و سه و بعد به منم تعظیم کرد...

کپشن رو ببینیددد🎀🤭عروسک من😈🔞پارت بیست و سه اون مرد لبخند مرد...

کپشننننننننن🛐📵دوردونه سکسی🤤🔞پارت پنج چشماش خیره موند توی چشم...

پارت دوم راز خون

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹⁹فنجون قهوه‌ش از دستش افتاده بود و دست...

part 151صدای زنونه ای تو سالن بلند شد و دازای چشماشو باز کرد...

رمان خبر ممنوعه پارت دوم ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط