آنشب که رفتی همزمان بالا هایم را پر پر کردی

آنشب که رفتی همزمان؛ بالا هایم را پر پر کردی،

آنشب که رفتی همزمان؛ بالا هایم را پر پر کردی،
لبخندی را که از شوق تو بر لب هایم نشسته بود را چیدی، چشم های گرمم را سرد کردی، بند بند وجودم را نابود کردی،
قلبی کهـ عاشقت بود را تکه تکه کردی،
نمیدانم.. فرق من با یک جنازه چیست؟!
دیوانه گیست که بگویم.. هنوز در انتظار تو خواهم بود ماهزادم.
دیدگاه ها (۰)

بفرست برای اونی که باید: 💌بهت قول میدم که تو هر شرایطی کنارت...

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

پارت ³⁹باورش نمیشد وقتی کسی که وارد اتاقش شد رو دید از تعجب ...

دیوانه نبودی، نه به اندازه‌ی کافی!هر شب ننشستی که خیالات ببا...

دیوانه نبودي، نه به اندازه‌‌ي کافيهر شب ننشستي که خیالات ببا...

دیوانه نبودی، نه به اندازه‌ی کافیهر شب ننشستی که خیالات بباف...

در وجــودم • • این دیوانگـی دوسـت داشـتنت را دو...

در وجــودم • • این دیوانگـی دوسـت داشـتنت را دو...

غزل عاشقانه زیبا.....شماره(5)....آمدي آتش زدي بر خانه امرخنه...

↚مــــاجــِـراے یـــِـکــــــ①ــــــ عـــِـشـــღــــق↛به روی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط