{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امیرعلی گفت: چرا مدرسه ها تعطیله؟

امیرعلی گفت: چرا مدرسه ها تعطیله؟
گفتم: یه نفر شهید شده.
گفت: کی؟
گفتم: رهبر
پسرکوچولوم گریه کرد گفت: من خیلی دوسش داشتم، می‌خواستم سربازش بشم.
گفتم: مامان آدم بدا شهیدش کردن
اسرائيل

گفت: مامان اسراییل که فقط بچه ها رو می‌کشه
بیاد سراغ ما
با رهبر چیکار داشت؟

🗣نوسان
دیدگاه ها (۰)

🖤 جانماز تبرکی🖤 مجموعه‌روایت‌ #رواق_دارالذکر ✍️ قرار بود دوس...

*عشق در اعماق یک مافیا*پارت ۱دوباره با بابام دعوام شد… و تهش...

Pat:8اسم: عاشق چشماش شدمکوکی. زنگ زدم به ا.ت و گفتم امروز وس...

آقای #مجتبی_خامنه_ای راهکار بهت می دم عمل که نمی کنی , و تهش...

پارت ۲۸ ته: ساکت شو!همون یک جمله کافی بود.انگار تمام بغضم یک...

رمان

پارت ۲۰ چند روز از آن شب بارانی گذشته بود.رابطه‌ی من و تهیون...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت³ویو ا/تمامان ا/ت: سلام دخ...

رمان لونا و ویلیام -قسمت آخر بخش۱

زیبای کوچک فریبکار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط