به خودم آمدم انگار تویی در من بود

به خودم آمدم انگار تویی در من بود❤️❤️

به خودم آمدم انگار تویی در من بود❤️❤️
این کمی بیشتر از دل به کسی بستن بود💞🫂
آن به هر لحظه‌ی تب‌دار تو پیوند منم🫂💎
آنقدر داغ به جانم که دماوند منم💪
با توام شهره زیبای فلک آوازم❤️💞
و زمینی که قسم خورد شکستم بدهد
و زمان چنبره زد کار به دستم بدهد
من تورا دیدم و آرام به خاک افتادم
و از آن روز که در بند توام آزادم
تو نباشی من از اعماق غرورم دورم
زیر بی‌رحم ترین زاویه‌ی ساطورم...
دوستت دارم قند روزهای تلخ
❤️sh❤️
دیدگاه ها (۰)

بـــه خودم آمدم انگار تویـــی در من بود این کمی بیشتر ...

چایِ داغی که دلم بود به دستت دادمآنقدر سرد شدم،از دهنت افتاد...

تو نباشی من از اعماق غرورم دورم...زیر بی رحم ترین زاویه ی سا...

تو نباشی من از اعماق غرورم دورمزیرِ بی رحم ترین زاویه‌یِ ساط...

تو نباشی من از اعماق غرورم دورمزیر بی رحم ترین زاویه ی ساطور...

به خودم آمدم انگار تویی در من بوداین کمی بیشتر از دل به کسی ...

تو نباشی من از آینده ی خود پیـرترماز خرِ زخمیِ ابلیس زمین گی...

بـــه خودم آمدم انگار تویـــی در من بوداین کمی بیشتر از دل ب...

بـــه خودم آمدم انگار تویـــی در من بوداین کمی بیشتر از دل ب...

تقدیم به امیدوپناهم بعدخدا،جانانم:❤🌹بـــه خودم آمدم انگار تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط