بـــه خودم آمدم انگار تویـــی در من بود

بـــه خودم آمدم انگار تویـــی در من بود

این کمی بیشتر از دل به کسی بستن بود

آن به هر لحظه‌ی تب‌دار تو پیوند منم

آنقدر داغ به جانـــم کـــه دماوند منم

با توام ای شعر ...

و زمینی که قسم خورد شکستم بدهد

و زمـــان چنبـــره زد کار به دستم بدهد

من تورا دیدم و آرام به خاک افتادم

و از آن روز کـــه در بند تـــوام آزادم
دیدگاه ها (۱)

تکپارتیوقتی بین دخترو پسرش فرق میزاشتصدای خنده‌ی بچه‌ها تمام...

به خودم آمدم انگار تویی در من بود❤️❤️این کمی بیشتر از دل به ...

به خودم آمدم انگار تویی در من بوداین کمی بیشتر از دل به کسی ...

و زمینیکه قسم خوردشکستم بدهدو زمانچنبره زدکار به دستم بدهد

به خودم آمدم انگار تویی در من بوداین کمی بیشتر از دل به کسی ...

من تورا دیدم و آرام به خاک افتادم...من از آن روز که در بند ت...

من تورا دیدم و آرام به خاکـ افتادم واز آن روز که در بند توام...

بـــه خودم آمدم انگار تویـــی در من بوداین کمی بیشتر از دل ب...

بـــه خودم آمدم انگار تویـــی در من بوداین کمی بیشتر از دل ب...

تقدیم به امیدوپناهم بعدخدا،جانانم:❤🌹بـــه خودم آمدم انگار تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط