گاهی دلم برای خودم میسوزه؛ برای تمام لحظههایی که لبخند
گاهی دلم برای خودم میسوزه؛ برای تمام لحظههایی که لبخند زدم، درحالیکه دلم پر از حرفهای نگفته بود… برای شبهایی که با هزار فکر خوابیدم و صبح، طوری بیدار شدم که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده. برای تمام دفعاتی که خودم رو فراموش کردم تا حالِ کسی رو خوب کنم، برای بغضهایی که قورت دادم تا کسی نپرسه: «چی شده؟»
من خیلی چیزها رو توی سکوت تحمل کردم؛ چیزهایی که شاید هیچکس نفهمه چقدر از من انرژی گرفتن، چقدر از روحم رو خسته کردن و چقدر منو از آدمی که قبلاً بودم دور کردن. من بارها شکستم، اما حتی وقتی دیگه توانِ قوی بودن نداشتم، باز هم سعی کردم ادامه بدم.
حالا بیشتر از هر چیزی، دلم میخواد یکبار هم که شده، زندگی با من مهربون باشه… دلم میخواد خودم رو در آغوش بگیرم و به این قلب خسته بگم: «میدونم چقدر سخت گذشت؛ میدونم چقدر درد کشیدی و چقدر حرفها توی دلت موند… اما ممنونم که تا اینجا دوام آوردی.»
شاید هنوز به تمام چیزهایی که میخواستم نرسیده باشم، شاید هنوز زخمهایی داشته باشم که هیچکس ازشون خبر نداره، اما من هنوز اینجام؛ با قلبی که با وجود تمام دردهاش، هنوز امید رو فراموش نکرده.
این بار میخوام خودم رو انتخاب کنم؛ نه از روی خودخواهی، بلکه چون من هم حق دارم آرامش رو تجربه کنم، دوست داشته بشم و بدون ترس از فردا زندگی کنم. من همون آدمیام که بارها برای دیگران موند، حتی وقتی خودش به موندنِ کسی نیاز داشت… و حالا وقتشه برای خودم بمونم. 🖤
من خیلی چیزها رو توی سکوت تحمل کردم؛ چیزهایی که شاید هیچکس نفهمه چقدر از من انرژی گرفتن، چقدر از روحم رو خسته کردن و چقدر منو از آدمی که قبلاً بودم دور کردن. من بارها شکستم، اما حتی وقتی دیگه توانِ قوی بودن نداشتم، باز هم سعی کردم ادامه بدم.
حالا بیشتر از هر چیزی، دلم میخواد یکبار هم که شده، زندگی با من مهربون باشه… دلم میخواد خودم رو در آغوش بگیرم و به این قلب خسته بگم: «میدونم چقدر سخت گذشت؛ میدونم چقدر درد کشیدی و چقدر حرفها توی دلت موند… اما ممنونم که تا اینجا دوام آوردی.»
شاید هنوز به تمام چیزهایی که میخواستم نرسیده باشم، شاید هنوز زخمهایی داشته باشم که هیچکس ازشون خبر نداره، اما من هنوز اینجام؛ با قلبی که با وجود تمام دردهاش، هنوز امید رو فراموش نکرده.
این بار میخوام خودم رو انتخاب کنم؛ نه از روی خودخواهی، بلکه چون من هم حق دارم آرامش رو تجربه کنم، دوست داشته بشم و بدون ترس از فردا زندگی کنم. من همون آدمیام که بارها برای دیگران موند، حتی وقتی خودش به موندنِ کسی نیاز داشت… و حالا وقتشه برای خودم بمونم. 🖤
- ۶۷۴
- ۱۹ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط